مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٥٨
عناصر پارادايمى دموكراسى غربى
دموكراسى كه تحت حكومت مردم معناى تحت الفظى به خود گرفته است در قالب يك انگاره فكرى ماهيت و موجوديت آن در واقعيت اجتماعىReality) (Social تحليل و تبيين مىگردد. انگاره فكرى اثباتى معتقد است كه تمامى پديدههاى اجتماعى تحت ماهيت واقعيت اجتماعى قابل تحليل نظرى مىباشند. در اين ديدگاه، واقعيت اجتماعى به عنوان چيزى كه بتوان به واسطه حواس درك كرد، تعريف مىگردد. واقعيت اجتماعى خارج از شعور و آگاهى انسان قرار دارد و كاملًا عينى و نظام يافته است و به وسيله قوانين طبيعى غيرقابل اداره مىشود. انسانها از طريق تجربه مىتوانند واقعيت را تشخيص و شبيه يكديگر تعريف نمايند. تشخيص يكسان از واقعيت معلول فهم يكسان آن از سوى انسانها مىباشد.
نظم در واقعيت طبيعى و اجتماعى به انديشمندان كمك مىكند تا واقعيت را كشف و رويدادها را پيشبينى كند. بدين معنا كه چون واقعيت براساس قوانين عام(Nomothetic) مبتنى بر روابط على اداره مىشود كشف روابط على به منزله شناخت واقعيت و پيشبينى رويدادها است. براين اساس، بر نظام اجتماعى يك قانون عام از نوع روابط على احتمالى حاكم است كه توسط انديشمندان ونخبگان قابل كشف و ارائه خواهد بود. هرگونه ارتباط بين انسان و نظام اجتماعى كه از اين قانون تبعيت كند مىتواند به سعادت انسان در قالب توسعه نظام اجتماعى منجر شود. بنابراين رابطه انسانها با يكديگر از يك طرف و رابطه انسان و محيط از طرف ديگر نيز در اين قالب قابل ارزيابى است.
دموكراسى كه به نحوى به چگونگى شيوه حضور مردم در نظام اجتماعى مىپردازد، نوعى مدل اجرايى تئورى يا نظريه ليبرال دموكراسى (كه متأثر از پارادايم اثباتى است) مىباشد. جهت درك اين مدل دست يابى ماهيت انسان نزد اثباتگرايى ضرورى است. انسان در پارادايم اثباتى داراى سه ويژگى منفتطلبى، لذت جويى و منطقى است(Neuman ,٧٩٩١ :٤٦) . جهت فهم نظرى و عملى اين خصوصيات لازم است به اين پيشفرض پارادايمى رجوع شود كه انسان براساس علل خارجى رفتار مىنمايد به نحوى كه علل يكسان آثار مشابهى بر او مىگذارد. در اين راستا