مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٥٧
طبيعتگرايى(Naturalism) و رفتارگرايى(Behaviorism) در فلسفه علم و در ميان محققان، تاريخى طولانى دارد. از نظر اثباتگرايى تنها يك منطق علمى وجود دارد و آن هم منطق علوم طبيعى است(Keat and Urry ,٥٧٩١ :٥٢) . علوم انسانى نيز از اين منطق تبعيت مىكند و تفاوت علوم طبيعى و انسانى صرفاً به جوان بودن علوم انسانى و موضوعات مربوط به آن مىباشد. علوم انسانى اثباتى به منزله" مجموعه سازمان يافتهاى از روشهايى است كه درصدد تركيب منطق قياس با مشاهدات تجربى دقيق از رفتار فردى است براى كشف و تأئيد قوانين على احتمال براى پيشبينى الگوهاى عمومى از رفتارانسان"(Neuman ,١٩٩١ :٦٤) ، اثباتگرايى در شاخههاى مختلف علمى اقدام به نظريهپردازى كرده است. به طور مثال در جامعهشناسى شاهد شكلگيرى و گسترش نظريات كاركردگرايى(Funetionalism) ، كاركردگرايى ساختى(Exchnage) و مبادله هستيم(Behaviorism) در حاليكه در روانشناسى با نظريه رفتارگرايى(Reality) روبهرو مىشويم. در علوم سياسى نظريه ليبراليسم جايگاه اساسى در پارادايم اثباتگرايى دارد كه يكى از مدلهاى مفهومى نظريه ليبراليسم شكلگيرى و گسترش دموكراسى متأثر از آن است. تسلط و گسترش پارادايم اثباتى در مقايسه با پارادايمهاى تفسيرى و انتقادى باعث شده است كه در تمام شاخههاى علمى علوم انسانى از جمله علوم سياسى شاهد طرح نظريات مختلف اين پارادايم در اداره نظامهاى اجتماعى مىباشيم. به همين لحاظ دموكراسى متأثر از پارادايم اثباتى تحت عنوان دموكراسى غربى مورد بحث نظرى و علمى انديشمندان و خط مشى گذاران در نظامهاى اجتماعى مىباشد. هرگونه ادعاى دموكراسى يا مردمسالارى كه از پيشفرضهاى اثباتگرايى تبعيت نكند، در حقيقت از پيشفرضهاى پارادايمى ديگرى برخوردار است. مردمسالارى دينى نيز با پسوند دين به معناى توضيح الگوى خاص مشاركت مردم خواهد بود كه از پيشفرضهاى پارادايمى متفاوت از پارادايم اثباتگرايى برخوردار است. جهت تبيين دقيق دموكراسى غربى و مردمسالارى دينى لازم است كه به عناصر پارادايمى اين دو الگوى مشاركت مردم در اداره نظام اجتماعى پرداخته شود.