مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٥٦
مراتب معرفتى است كه آنچه مشاهده مىشود صرفاً معرفت علمى است. هرمعرفت علمى براساس پارادايم خاص توليد و گسترش مىيابد كه آن پارادايم نيز مبتنى بر فلسفه مشخص است.
ارائه و گسترش نظريات علمى منجر به تحول عميق در شيوه نگرش و روشهاى كسب معرفت در جهان شده است. شكلگيرى نظريات علمى كمك مؤثرى به رواج تمدن جديد و استفاده هرچه بيشتر از توانمنديها و استعدادهاى انسانها كرده است.
طى سى سال گذشته معرفت علوم انسانىتحت پارادايمهاى مختلف سعى در تحليل و ارزيابى نظرى از پديدهها براساس تئوريهاى علمى متفاوت داشته است. براين اساس، علوم انسانى سادگى ديرين خويش را از دست داده است و سعى بر درك پديدهها و پيچيدگيهاى موجود در كنش اجتماعى انسانها جهت توصيف، اكتشاف يا تبيين صحيح از پديدهها دارد. ميزان اعتبار و صحت شناخت از پديدهها مىتواند بيانگر روايى تئورى باشد كه خود متأثر از اصول پارادايم حاكم بر تئورى و روشهاى تحقيقى است كه در كسب آن شناخت به كار رفته است.
پارادايم به عنوان حد وسط بين فلسفه و علم يك مدل منطقى است كه در آن پيشفرضهاى علم براساس پيشنهاد فلسفه معرفى مىشود. پارادايم مجموعاً گفتارهاى منطقى است كه در ارتباط بين ذهنى انديشمندان توسط اجتماعات علمى به عنوان هدايتگر تحقيقات علمى پذيرفته شده است. در پارادايمها، زيربناى فلسفى نظريات علمى كه مربوط به هستىشناسى و معرفتشناسى آنهاست، ارائه مىگردد.
پارادايمهاى غالب در علوم انسانى كه توسط اجتماعات انديشمندان در دهههاى ٦٠ و ٧٠ ميلادى مورد پذيرش قرار گرفتهاند. عبارتند از پارادايم اثباتى(Positivism) و پارادايم تفسيرى(Interpretive) و پارادايم انتقادى(Interpretive) آنچه كه اين پارادايمها را از يكديگر متمايز مىسازد عناصر و پيشفرضهاى موجود آنهاست.
عناصرى كه در هويت و اظهار نظر پارادايمها، نقش اساسى بر عهدهدارند، عبارتند از: ماهيت واقعيت، ماهيت انسان، ماهيت علم و هدف تحقيقات علمى.
اثباتگرايى كه ادعاى به كارگيرى روشهاى علوم طبيعى در علوم انسانى دارد در شاخههاى متفاوتى همچون تجربهگرايى منطقى(Logical Empiricism) ،