مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٥٠
پايههاى حكومت خود را با حمايت مردم مستحكمتر كند. با اين انسجام و يگانگى دولت و ملت، خود و كشور و مردم خود را از هرگونه چشمداشت قدرتهاى بيگانه و مطامع دشمنان و رقيبان بينالمللى محفوظ نگاه دارد و موجبات سربلندى ملت خود در ميان ملل ديگر و حفظ و تحكيم غرور ملى و همبستگى ميهنى در ميان آحاد مختلف مردم از هر نژاد و قوم و طايفهاى را باعث شود.
زمينه سياسى شايد مهمترين جنبه از وظايف يك دولت نباشد اما مسلما گوياترين آنها در نمايش قصد حكومت در رابطه با حقوق ملت مىتواند به حساب بيايد.
حكومتى كه پايههاى مردمسالارى را تقويت مىكند، در ظاهر قدرت ملت را بر نظارت و كنترل بر خود گسترش مىدهد اما در حقيقت قدرت و مشروعيت خود را كه منبعث از ملت است با اين عمل افزايش داده و در زمان نياز و همچنين در اجراى برنامههاى اقتصادى، فرهنگى و اجتماعى خود، از پشتيبانى تودههاى مردم برخوردار مىشود.
هيچ حكومتى در قبال رويارويى با تهاجم خارجى، جز در پيوند استوار با ملت خويش توفيق نمىيايد، قاعدهاى كه همواره ما را نيز به ارزيابى رابطه حكومت و ملت خود ملزم مىسازد تا با اصلاح رفتارهاى غلط و اعتراف شجاعانه به اشتباهات خويش، از فاصله مردم و حكومت بكاهيم.
هرم مردمسالار ميانه ستبرى دارد. اين ميانه را در حقيقت «مفهوم شهروند» شكل داده است. بنا به تعريف اين مفهوم معادل «انسان آزاد و در عين حال مسئول» است.
نهادهاى مدنى نيز از تجمع جهتدار و متعين شهروندان شكل مىگيرد. احزاب سياسى، اتحاديههاى كارگرى، مطبوعات مستقل، گروههاى مشترك اجتماعى و حتى تشكلهاى مذهبى و مساجد مجموعهاى از اين نهادهاى واسطه هستند.
ما به ميزانى كه نهادهاى جامعه مدنى را تأسيس كردهايم و اين نهادها قوت دارند مىتوانيم از نعمت آزادى و مردمسالارى بهره ببريم والا مطالبات صيغل نخورده و پالايش نشده تودهها كه از معبرها و مجارى هادى نگذشته است مىتواند چون آوار و سيل بر سر ساخت سياسى خراب شود.