مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٤٦
از ميان فرق اسلامى، تفكر شيعى و اعتزالى بيشترين امكان و قابليت را براى تحقق مردمسالارى دينى دارند. به ويژه تفسير شيعى از دو مقوله عدالت و عقلانيت بستر بسيار مناسبى را براى تحقق مردمسالارى دينى مهيا مىكند.
اگر بخواهيم وضعيت هرم قدرت را در حالتهاى متفاوت مدلسازى كنيم و مدل مردمسالارى دينى را در ضمن آن نشان دهيم، به نتايجى چند مىرسيم:
معمولا حوزه قدرت در مدل مرسوم، هرمى است، اما شايد بتوان آن را در نظام مردمسالارى دينى به صورت حجمى شلجمى شكل با ارتفاع كوتاه مدل سازى كرد كه تفاوت عمده آن با مدل هرمى در اين خواهد بود كه در رأس آن از انباشتگى قدرت و در ميانه از خلاء نهادهاى واسطه كه هر دو از جنبههايى از آسيبهاى جارى توزيع ناعادلانه قدرت است، پرهيز مىشود.
در شكل ١: (نظامهاى خودكامه)
١- نهادهاى حاجب دائما در حال تكثير و بزرگ شدناند؛
٢- دامنه شيپورى هرم قدرت نحيف (خوديها) است و تمايل آشكار و نهانى براى درجهبندى شهروندان وجود دارد؛
٣- فاصله رأس هرم تا قاعده آن (ارتفاع قدرت) رو به افزايش است؛
٤- همدلى رأس و قاعده، نمايشى، تبليغاتى، سطحى و اصولا مبتنى بر مداحى و تملق است؛
٥- عدم وفادارى هر يك از افراد قاعده به رأس مستوجب توبيخ و محروميت اجتماعى و سياسى است؛
٦- ارادتسالارى در آن امرى رايج است.
چنين هرمى به دليل شكل كم پايدار آن از درجه فروپاشى بالايى برخوردار است و مستعد بحرانهاى اجتماعى و سياسى است. اين بحرانها معمولا به وسيله نيروههاى قهريه مانند: نيروهاى نظامى و انتظامى و گروههاى غيررسمى مهار مىشود.
در اين وضعيت، اگر حاكمان بدين توهم گرفتار شوند كه گسترشنهادهاى حاجب مىتواند بازوهاى اقتدار آنان را استحكام بخشد و بر ضريب پايدارى آنان بيفزايد،