مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٣
رويكردى به مردمسالارى دينىاز زاويه نقد دموكراسى ليبرال
دكتر بهرام اخوان كاظمى[١]
مقدمه
دموكراسى به عنوان يك انديشه سياسى و نيز نوعى سازوكار و نظام اداره جامعه، از معدود مفاهيم سياسى ديرپاى فلسفه سياسى است كه به ويژه در دو سده اخير شاهد رونق و ترويج اين فلسفه و نظام سياسى مىباشيم. اين مفهوم به مثابه يكى از استوارترين و پابرجاترين مفاهيم سياسى در عمر طولانى خويش، تحولات و فراز و نشيبهاى بسيار به خود ديده است و به قاطعيت مىتوان گفت بشريت مدرن هنوز در استفاده از اين مفهوم جنجالبرانگيز و آرامشخيز، به اجماع نظر و توافق دست نيافته است. به قول ديويد هلد تاريخ انديشه دموكراسى، بغرنج و تاريخ دموكراسى، گيجكننده است. بسيارى بر اين باورند كه اين مفهوم، مبهم و واجد تناقضاتى چند است و نظام سياسى مبتنى بر آن نيز داراى معايب متعددى است. اگر چه انديشمندانى مانند فوكوياما با فروپاشى شوروى و تضعيف ايدئولوژيهاى رقيب دموكراسىهاى ليبرالى، معتقدند كه ليبرال دموكراسى شكل نهايى حكومت در جوامع بشرى است.
بسيارى از انديشمندان غرب هم، دموكراسى را نظامى واجد معايب مىدانند اما
[١] عضو هيئت علمى دانشگاه شيراز