مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١١
فردى و عقل فردى و نيز حكومت قانون بر حكومت استبدادى خارج از چارچوب قانون پذيرفته شده است. در اينجا دخالت مردم در انتخاب حكومتكنندگان و اعمال نظارت بر رفتار، قولها و وعده و وعيدهاى آنان امرى لازم، مفيد و مترقى تشخيص داده شده است. در كار اين مهم، حضور دين و ايفاى نقش آن در حكومت و نظارت و چارچوبدهى به رفتار حكومتكنندگان و حكومتشوندگان نيز امرى لازم و ضرورى معرفى گشته است.
آنچه كه در مدل مردمسالارى دينى ايران آمده است نه در ساير كشورهاى اسلامى موجود در جهان اسلام نظير عربستان سعودى، اردن، مراكش، كويت و ... و يا حتى در مصر، سوريه، تونس، ليبى و ... قابل مشاهده است و نه در دموكراسيهاى غربى نظير انگلستان، فرانسه، ايتاليا، آمريكا و ...
الگوى مردمسالارى دينى «اصل انتخاب رهبران به وسيله مردم از طريق انتخابات آزاد رقابتى» (هانتينگتون، موج سوم، دموكراسى، ص ٨) را مىپذيرد و در چارچوب فرهنگ اسلامى جامعه براى آن راهكارهايى را ارائه مىكند. مردمسالارى دينى يك نظام حكومتى نيست كه در آن «افراد بر مبناى تولد، بخت و اقبال، ثروت، زور و تجاوز، گزينش بين خود، دانايى، انتصاب و يا گذراندن امتحان به قدرت و رهبرى برسند» (هانتينگتون، موج سوم، دموكراسى، ص ٨). در مردمسالارى دينى رهبران در چارچوب ضوابطى قانونى و از خلال انتخاباتى رقابتى و آزاد برگزيده مىشوند، نظارت بر اعمال آنها را قانون و دين الزامى كرده است، عزل آنها پيشبينى شده است و ... در مردمسالارى دينى حق رأى همگانى است، نامزد شدن آزاد است، رأى دادن آزاد است، رأى دادن مخفى است، انتخابات سالم صورت مىگيرد يعنى همانى از صندوق بيرون مىآيد كه در آن ريخته مىشود و ....
از مردمسالارى دينى نمىتوان و نبايد انتظار داشت كه چون مردمسالارى ليبرال يا هر نوع ديگرى از مردمسالاريها باشد چرا كه اين، آن نيست: هر دو مردمسالارىاند و لى دو نوع متفاوت. در مردمسالارى دينى، مردمسالارى، «بر مبناى روال كار» (هانتينگتون، موج سوم، دموكراسى، ص ٨) بهصورت يك شيوه و روش تجربه شده در حكومت پذيرفته شده است ولى متناسب با فرهنگ ايران بومى گشته است: امروزه بخش اعظم فرهنگ ايرانى را اسلام و تشيع شكل داده است و