ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ١٤٩ - شكار
و آهو و گاو وحشى يا اهلى باشد سپس وحشى گردد، يا سركش شود مانند گاو سركش و شترى كه اين چنين است. و همچنين است هر چهارپايى كه هجومكننده است مانند گاوميش وحشى و مانند آن؛ و خلاصه هر آنچه كه زيردست نيايد و غالباً دست يافتن بر آن بدون تدبير ممكن نباشد. بنا بر اين تذكيه نمودن با شكار، بر حيوان اهلى رام واقع نمىشود، چه رام بودن آن اصلى باشد مانند مرغ و گوسفند و شتر و گاو يا عارضى پيدا شده باشد مانند آهو و پرندهاى كه اهلى شدهاند. و همچنين است بچه حيوان وحشى قبل از آنكه بتواند بدود و جوجه پرنده قبل از آنكه بر پرواز قدرت پيدا كند، پس اگر پرنده و جوجه آن را كه قدرت بر پرواز ندارد، تير بزند و آنها را به قتل برساند پرنده حلال مىشود ولى جوجه حلال نمىباشد.
مسأله ١٣- ظاهر آن است كه همان طورى كه تذكيه به وسيله شكار بر حيوان مأكول اللحم واقع مىشود و خوردن به وسيله آن حلال مىشود و پوست آن پاك مىگردد، بر غير مأكول اللحم نيز كه قابل تذكيه است واقع مىشود؛ پس پوست آن به وسيله شكار پاك مىشود و انتفاع از آن جايز است و اين در صورتى است كه شكار به وسيله جماد باشد. و اما اگر به وسيله جاندار باشد داراى تأمل و اشكال است.
مسأله ١٤- اگر وسيله شكار، قطعهاى از حيوان را جدا كند، پس اگر وسيله حلالكننده نباشد مانند تور و طناب مثلًا، قسمتى كه در آن سر و محل تذكيه نيست حرام است و قسمت ديگر نيز، در صورتى كه حيات مستقرش برود، به اينكه حركتش حركت مذبوح باشد بنابر احتياط (واجب) حرام است و اگر حيات مستقرش باقى بماند، با تذكيه حلال مىشود.
و اگر وسيله، حلالكننده باشد مانند شمشير در شكار با همه شرايط، پس اگر حيات مستقر آن- به وسيله اين قطع نمودن- از هر دو قسمت برود هر دو حلال مىشوند. و اگر حيات مستقر باقى بماند، قسمتى كه داراى سر و محل تذكيه نيست حرام و ميته مىباشد، چه زمان براى تذكيه باشد يا نه؛ و اما قسمت ديگر در صورتى كه زمان براى تذكيه وسعت نداشته باشد حلال است و اگر وسعت داشته باشد، فقط با ذبح حلال مىشود.
مسأله ١٥- حيوان وحشى- چه پرنده باشد يا غير آن- با يكى از سه امر ملك مىشود: