ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٦١٣ - ششم زبان
مسأله ٤- معيار (تعيين ديه) در زبان سالم، مقدار حروفى است كه از بين رفته نه مساحت زبان؛ پس اگر نصف زبان را قطع كرده باشد اما ربع حروف از بين رفته باشد ديهاش ربع مىباشد. و اگر ربع زبان را بريده باشد ولى نصف حروف از بين رفته باشد، ديهاش نصف است.
مسأله ٥- اگر با جنايت، حرفى از بين نرود، ليكن طورى تغيير كند كه موجب عيب باشد پس زبانش سنگين يا سريع النطق شود به حدى كه عيب شمرده شود، يا حرفى به حرفى تغيير كند و لو اينكه دومى صحيح باشد ليكن عيب شمرده شود، پس مرجع، حكومت است.
مسأله ٦- اگر جانى زبان او را قطع نمايد پس بعضى از كلام او را از بين ببرد، سپس شخص ديگرى قسمتى از آن را قطع نمايد پس بعضى از قسمت باقى مانده از بين برود، به مقدار آنچه كه بعد از جنايت اولى از بين رفته، نسبت به باقىمانده آن بعد از جنايت، ديه گرفته مىشود؛ پس اگر به جنايت اولى، نصف كلام او از بين برود نصف ديه بر او مىباشد سپس به جنايت دومى نصف آنچه كه باقى مانده، از بين برود نصف اين نصف يعنى ربع بر او مىباشد و به همين صورت.
مسأله ٧- اگر شخصى كلام او را به زدن بر سرش و مانند آن- بدون آنكه زبانش قطع شود- از بين ببرد بر او ديه مىباشد. و اگر از كلامش كم شود پس به نسبت است؛ چنان كه گذشت. و اگر ديگرى زبان او را كه به سبب فعل قبلى لال شده است قطع نمايد، بر او ثلث ديه است اگر چه براى زبان، فايده چشيدن و كمك به كار آسيا نمودن، باقى بماند. و بين اينكه مجنى عليه بر حروف شفوى (كه از لب ادا مىشود) و حروف حلقى (كه از حلق ادا مىشود) توانايى دارد يا نه، فرقى نيست.
مسأله ٨- اگر زبان بچه را قبل از رسيدن او به حدّ نطق قطع نمايد بر او ديه كامل است.
و اگر به اين حدّ رسيده باشد ولى نطق نكرده پس با قطع آن، ثابت نمىشود مگر ثلث. و اگر خلاف آن آشكار شود آنچه كه نقص پيدا كرده از جانى گرفته مىشود.
مسأله ٩- اگر بدون قطع بر او جنايت نمايد پس كلامش از بين برود سپس عود كند، ظاهر آن است كه ديه عودت داده مىشود. و اما اگر دندان او را دربياورد پس عود كند،