ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٦٠٣ - بحث دوم در اسباب
آن تلف شده ضامن نمىباشد؛ اگر چه در راه يا در ملك ديگرى ساقط شود. و همچنين است اگر آن را به طور متمايل به ملكش بنا كند، ولى اگر آن را متمايل به ملك ديگرى يا به خيابان بنا كند، ضامن است. و همچنين است اگر آن را در غير ملكش بدون اذن مالك، بنا نمايد. اما اگر آن را در ملك خودش به طور مستقيم بنا كند، سپس به طرف غير ملكش متمايل شود، چنانچه قبل از تمكن او از برطرف كردن آن ساقط شود، ضمانى نيست، ولى اگر از برطرف كردن آن متمكن باشد، پس براى ضمان وجهى است. و اگر ديگرى آن را متمايل نمايد، ضمان بر او مىباشد، در صورتى كه مالك متمكن از برطرف كردن آن نباشد و اگر متمكن باشد، پس ضمان از ديگرى رفع نمىشود؛ پس آيا بر او ضمان است و ورثه به او رجوع مىكنند و او به متعدّى مراجعه مىنمايد، يا ضمانى نيست مگر بر متعدّى؟
دومى بعيد نيست.
مسأله ٩- اگر به مقدار نياز، آتشى در ملك خودش روشن كند در صورتى كه احتمال سرايت ندهد، بدون اشكال اگر اتفاقاً سرايت كند و نفس يا مالى را تلف نمايد، ضامن نمىباشد. همان طورى كه اگر از مقدار نيازش زيادتر باشد با علم او به سرايت، اشكالى در ضمان نيست. و ظاهر آن است كه با علم او به سرايت اگر چه به مقدار نيازش باشد، ضمان ثابت است، بلكه ظاهر آن است كه اگر عادتاً اقتضاى سرايت داشته باشد در صورتى كه غافل از سرايت باشد- تا چه رسد به اينكه غافل نباشد- ضمان ثابت است. و اگر بيشتر از نيازش آتش روشن كند، چنانچه عادتاً اقتضا مىكند كه سرايت در آن نباشد پس به سبب امر ديگرى بر خلاف عادت سرايت اتفاق بيفتد، و ظنّ سرايت نداشته باشد ظاهراً ضمان ثابت نيست. و اگر سرايت به سبب فعل او باشد، ضامن است و لو اينكه روشن كردن آتش به حدّ نياز باشد.
مسأله ١٠- اگر آتش را در ملك ديگرى بدون اذن او، يا در خيابان- نه به جهت مصلحت عابرين- روشن كند، آنچه را كه از نفوس و اموال در آن مىافتد و تلف مىشود ضامن است؛ اگر چه آن را قصد نكرده باشد. ولى اگر ديگرى، مال يا شخصى را در آتش بيندازد، روشن كننده آن ضامن نيست؛ بلكه ضمان بر كسى كه انداخته مىباشد. و اگر جنايت به سبب فعل توليدى او واقع شود مانند اينكه آتش را روشن نمايد و به محلى كه