ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٤٧٥ - آنچه كه به آن، شاهد، شاهد مىشود
بودن مانع اقامه نمايد، پس رد شود سپس بعد از زوال مانع، آن را اعاده نمايد. و (در مانع) بين فسق و كفر كه ظاهر هستند و غير آنها فرقى نيست.
مسأله ٨- اگر مثلًا اقرار را بشنود، شاهد مىشود، اگر چه مشهود له يا مشهود عليه، از او تقاضا ننمايد؛ پس شاهد بودن او، بر اشهاد (شاهد قرار دادن) و تقاضا، توقف ندارد.
بنا بر اين، در اين صورت اگر گرفتن حق، بر شهادت او متوقف نباشد بين شهادت و سكوت، مخيّر است و اگر متوقف بر آن باشد شهادت به حق بر او واجب است. و همچنين است اگر بشنود كه دو نفر عقدى مانند بيع و مثل آن را واقع مىسازند، يا غصب يا جنايتى را مشاهده نمايد. و اگر هر دو غريم يا يكى از آنها به او بگويند: شاهد بر ما نباش، پس چيزى را بشنود كه موجب حكم باشد پس در همه اين موارد شاهد مىشود.
مسأله ٩- كسى كه مشهور به فسق است اگر براى اينكه شهادتش قبول شود توبه نمايد، شهادتش قبول نمىشود تا اينكه معلوم شود كه او استمرار بر صلاح دارد و ملكهاى كه از گناه بازمىدارد تحقق يافته. و همچنين است حال در هر مرتكب كبيره، بلكه صغيره.
پس معيار قبول شهادت، عدالت است كه به واسطه ظهور صلاح، احراز شده است؛ پس اگر توبه كند و از او صلاح ظاهر شود حكم به عدالت او مىشود و شهادتش قبول مىگردد.
آنچه كه به آن، شاهد، شاهد مىشود
مسأله ١- ملاك در آن، علم قطعى و يقين است. بنا بر اين آيا واجب است كه علم- در جايى كه ممكن است- مستند به حواس ظاهرى باشد مانند ديدن در ديدنىها و شنيدن در شنيدنىها و چشيدن در چشيدنىها و به همين صورت؛ پس اگر علم قطعى به چيزى- از غير مبادى حسّى حتى در ديدنىها- از شنيدنى كه مفيد علم قطعى است پيدا شود، شهادت جايز نيست، يا علم قطعى با هر سببى باشد كفايت مىكند مانند علمى كه از تواتر و شهرت پيدا مىشود؟ دو وجه است، اشبه دومى است. البته جواز شهادت در جايى كه علم از امور غير عادى مانند جفر و رمل حاصل شود مشكل است؛ اگر چه براى خود عالم حجت است.