ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٣٥٧ - عدّه فراق، طلاق باشد يا غير آن
مسأله ١٠- اگر شوهر در واقع ساختن اصل طلاق شك نمايد لازم نمىشود و حكم به بقاى علقه ازدواج مىشود. و اگر اصل طلاق را بداند ولى در عدد آن شك نمايد بنا را بر كمتر مىگذارد چه طرف اكثر سه يا نُه باشد پس در اولى حكم به حرمت و در دومى حكم به حرمت ابدى نمىشود، بلكه اگر بين سه و نُه شك كند بنا را بر سه مىگذارد. و بنابر اشبه، با محلل حلال مىشود.
عدّهها
عده گرفتن به واسطه سه امر واجب است: فراق با طلاق يا با فسخ يا با انفساخ در عقد دائم و با انقضاى مدت يا با بذل مدت در متعه؛ و فوت شوهر؛ و وطى شبهه.
عدّه فراق، طلاق باشد يا غير آن
مسأله ١- زنى كه به او دخول نشده و صغيره- و او زنى است كه نُه سالش تكميل نشده باشد- اگر چه به او دخول كرده باشد و زن يائسه، عده ندارند؛ چه در همه اينها با طلاق جدا شود و چه با فسخ يا بخشيدن مدت يا انقضاى مدت.
مسأله ٢- دخول، با وارد شدن تمام حشفه در قُبُل يا دُبُر زن؛ اگر چه انزال نكند، تحقق پيدا مىكند، بلكه اگر چه هر دو بيضهاش قطع شده باشند.
مسأله ٣- يائسه بودن با رسيدن به شصت سال در زن قرشيه و به پنجاه سال در غير او تحقق پيدا مىكند و احوط (استحبابى) آن است كه مطلقا مراعات شصت سال نسبت به ازدواج با ديگرى و مطلقا مراعات پنجاه سال نسبت به رجوع به او، شود.
مسأله ٤- اگر ذات الاقراء (زنى كه با قرء عده مىگيرد) را قبل از رسيدن به سن يائسگى طلاق دهد و يك مرتبه يا دو مرتبه خون ببيند سپس يائسه شود، عده را به دو ماه يا يك ماه تكميل مىنمايد. و همچنين است ذات الشهور (زنى كه با ماه عده مىگيرد) اگر يك ماه يا دو ماه عده بگيرد سپس يائسه شود سه ماه را تمام مىكند.
مسأله ٥- مطلّقه و زنى كه به او ملحق مىشود اگر حامله باشد عدهاش مدت حملش است و عدهاش با وضع حمل منقضى مىشود و لو اينكه بدون فاصله بعد از طلاق باشد،