إحقاق الحق و إزهاق الباطل - التستري، القاضي نور الله - الصفحة ٥٠٠ - و منها قول ابن روزبهان
و المغيث للملهوفين عند الطوارق و آن حضرت فريادرسنده و يارى كننده ضعيفان و عاجزان است نزد حوادث و بليات كه بر ايشان نازل شود، و اين اشارت است به رحم و عطوفت آن حضرت بر عاجزان، چنانچه روايت كردهاند كه هر كس را حادثه يا فقرى پيش آمدى در مدينه پناه به جوار لطف و احسان آن حضرت نمودى و از خوان نوال و افضال آن حضرت بهره وافى يافتى، چنانچه شيمه كريمه اهل البيت بوده.
الملتجى بحرز اللّه عند نزول كل طارق و آن حضرت التجأ برنده است به حرز و حفظ اللّه تعالى نزد فرود آمدن هر بلايى كه در آيد.
و اين اشارت است بدانكه آن حضرت در واقعه قصد ابو جعفر دوانيقى پناه به حرز الهى برد، و بر آن دشمن غدار كه قصد آن حضرت كرده بود غالب و فائق آمد، چنانچه روايت كردهاند از ربيع كه حاجب ابو جعفر منصور دوانيقى عباسي بود كه او گفت: روزى منصور دوانيقى پادشاهى بسيار قهار بى زنهار متسلط جبار بوده و نزد او بعضى مفسدان افساد كرده بودهاند كه حضرت امام جعفر صادق (ع) مىخواهد كه بر تو خروج كند و مردم عراق با او موافقند. ربيع گفت: صباح آن شب كه اين افساد كرده بودند، چون بر مسند نشست با من گفت: برو و جعفر بن محمد را حاضر گردان، خداى بكشد مرا كه من او را نكشم. من بسيار حضرت امام را دوست مىداشتم و سخت انديشه افتادم كه مبادا از شر آن ظالم غيشوم آن حضرت را مضرتى برسد.
بيرون رفتم و به خدمت حضرت امام آمدم و آن شرح باز گفتم و با آن حضرت گفتم:
من سخت بر تو مىترسم از شر اين ظالم كه او چنين سوگندى خورده و قصد تو دارد و ندانم كه تو چگونه از او خلاص شوى. آن حضرت فرمود: هيچ انديشه مكن كه