إحقاق الحق و إزهاق الباطل - التستري، القاضي نور الله - الصفحة ٥٧٥ - كلمات علماء العامة فيه(عليه السلام)
موجب مضرت و زحمت ايشان باشد پيشتر اعلام مىفرموده، و از آن تحذير مىنموده، صاحب كشف الغمة في مناقب الأئمه در كتاب خود روايت كرده كه على بن يقطين از مقربان و نزديكان هارون الرشيد بوده و در باطن از شيعه و محبان امام موسى عليه السلام، و پيوسته در پوشيده مكاتبات بدان حضرت نمودى و خمس مال خود فرستادى و هر طرفه و تبركى كه او را حاصل شدى جهت حضرت امام روانه مدينه گردانيدى. نوبتى هارون الرشيد، على بن يقطين را خلعتهاى فاخر عطا فرمود از آن جمله فوطه از خرشكى كه تمامى آن را به طلا بافته بودند و آن فوطه خاصه خلفا بود و كسى ديگر را از آن جنس نمىبود و در ميان خلعتها، به على بن يقطين شفقت كرد. على بن يقطين آن فوطه را با تبركات نفيسه جهت حضرت امام عليه السلام روانه گردانيد به مدينه. چون تبركهاى او نزد حضرت امام رسيد همه را قبول فرمود و آن فوطه را باز فرستاد و بدو نوشت كه اين فوطه را نيكو محافظت كن كه او را بعد از اين شأنى و حكايتى خواهد بود.
بعد از زماني على بن يقطين غلامي را ادب كرد. و او رنجيده شد و پيش مقربان هارون الرشيد رفت و با ايشان گفت: على بن يقطين از شيعه امام موسى است و خمس مال خود هر سال به جهت او مىفرستد و از جمله فوطه كه خليفه بدو داده و او او را بدان كرامت مخصوص ساخته جهت امام موسى فرستاده است. مقربان اين حالت را پيش هارون الرشيد ظاهر كردند. [او] گفت: اگر فوطه فرستاده درست است كه او شيعه امام موسى است. في الحال على بن يقطين را حاضر كرد و گفت: آن فوطه كه به تو دادم آن را كجا بردي؟ گفت: آن را در عبير گرفتهام و در صندوق نهاده و هر صباح مىگشايم و آن را بر چشم و سر مىمالم و بدان تبرك مىجويم و ديگر بار به جاى خود مىنهم. فرمود: آن را حاضر گردان. در ساعت با كسى گفت برو به خانه و فلان صندوق بردار و بياور. آن شخص برفت و آن صندوق را حاضر گردانيد. چون بگشود آن فوطه را ديد در غايت تعظيم در عطرى عبير گرفته، هارون را خوش آمد