إحقاق الحق و إزهاق الباطل - التستري، القاضي نور الله - الصفحة ٥٧٣ - كلمات علماء العامة فيه(عليه السلام)
ديدم كه به همان صورت بر كنار چاه ايستاده بود و ركوه در دست مبارك داشت كه آب بردارد. ناگاه ركوه از دست مباركش در چاه افتاد. نگاه در آسمان كرد و زير لب چيزى بگفت ديدم كه آب بر سر چاه آمد و آن حضرت ركوه پر آب برداشت.
متوجه تلى شد از ريگ، و من از عقب آن حضرت روان شدم. چون بدان تل رسيد چند قبضه از آن ريگ برداشت و در آن ركوه كرد و آن را بجنبانيد و در دهن گرفت و از آن بياشاميد. گفتم: به حق آن خداى كه ترا اين مقام كرامت فرموده كه مرا از اين طعام بهره بده. پس ركوه به من داد و بياشاميدم. آن سويقى بود از مغز بادام و شكر كه من هرگز از آن لذيذتر طعامى نخوردهام. پس هر چند روز بازماندم و اصلا ميل هيچ طعام و آب نداشتم و بدان طعام سير بودم.
ديگر آن حضرت را نديدم هر چند طلب كردم تا به مكه رسيدم. شبى در [كنار] كعبه او را ديدم كه نماز مىگذارد و تمامى اندام مبارك و اعضاى شريفش مىلرزيد و اشك از چشم مباركش روان بود و توقف كردم و مترصد بودم و آن حضرت همه شب نماز گزارد. چون از نماز صبح فارغ شد طواف كعبه فرمود و از مسجد بيرون آمد. خلايق از اطراف دويدند و بر آن حضرت سلام مىكردند و غلامان و حواشي بسيار نزد آن حضرت حاضر شدند. پرسيدم كه: اين چه كسى است؟ گفتند: اين سيد زمان امام موسى كاظم (ع) است. دانستم كه آن از آثار اهل البيت و كرامت ايشان است.
صاحب الآيات و الكرامات و المكارم آن حضرت صاحب آيتها و نشانهاست كه دلالت بر امامت آن حضرت مىكند، و صاحب كرامتها كه خداى تعالى بندگان خود را بدان مخصوص مىسازد و صاحب مكرمتها و بزرگيها [ى] حسبي و نسبى است و اين اشارت است به آيات و كرامات و عجائب كه جميع از مكارم و خصال آن حضرت [است].