إحقاق الحق و إزهاق الباطل - التستري، القاضي نور الله - الصفحة ٥٧٤ - كلمات علماء العامة فيه(عليه السلام)
روايت كردهاند از يكى از محبان اهل بيت كه او گفت كه: در وقتى كه ميان اهل شيعه اختلاف بود در آنكه بعد از امام جعفر كيست. بعضى مىگفتند اسماعيل است و بعضى مىگفتند موسى است. من نزد حضرت امام موسى رفتم. او فرمود: يك ريگ بياور تا ترا نشانه بنمايم. من ريگى همچو سنگريزه نزد آن حضرت بردم. آن حضرت انگشترى مبارك خود را بر آن نهاد. في الحال مهر بگرفت. فرمود: امام كسيست كه همه چيز در طاعت او باشد همچنان كه اين سنگ با وجود صلابت في الحال اثر مهر گرفت چنانچه مشاهده نمودى.
ديگر يكى از محبان اهل البيت روايت كرد كه نوبتى در مكه به كوه ابو قبيس برفتم ديدم كه امام موسى نماز مىكرد و چون از نماز فارغ شد گفت: يا اللّه يا اللّه يا اللّه يا رب، و چندان بفرمود كه نفس تنگ شد. بعد از آن فرمود: پروردگار [ا] مرا طعام فرما از انجير و انگور و جامههاى من كهنه است، مرا جامه تازه بده في الحال سله پيدا از انجير تازه و انگور. در آن موسم بر روى زمين اصلا انجير تازه و انگور نبود. و دو برد يماني تازه دوخته هم حاضر شد. آن حضرت شروع در خوردن انجير و انگور فرمود و با من فرمود: بسم اللّه از اين انگور بخور. من از آن انجير و انگور بخوردم و هرگز هيچ ميوه بدان لذت نخورده بودم. چون از خوردن فارغ شد آن هر دو برد بپوشيد و جامههاى كهنه خود برداشت و از كوه شيب فرمود و در درگاه مسجد درويشى ايستاده بود، بردهاى كهنه را بدان درويش داد. و آثار و اخبار در كرامات و آيات آن حضرت بسيار است.
الناظر على أهل ولائه بالقلب الواقف الراحم آن حضرت ناظر و مطلع است بر اهل و لا و محبت خود به دل واقف رحم كننده.
و اين اشارت است بدانچه روايت كردهاند كه آن حضرت هميشه بر احوال شيعه و موالي خود مطلع و ناظر بوده و در شدايد مراعات ايشان مىفرموده و بدانچه