آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٨٨ - دلايل وجود حركت در جوهر
موجود جسماني چيزي جز چهرههايي از آن نميباشد، چنانكه در درس چهل و هفتم توضيح داده شد، و ميتوان آن را در مورد كيفيتهاي مخصوص به كميات، مانند اشكال هندسي، نيز جاري دانست. اما مقولات نسبي چنانكه بارها گفته شده، مفاهيم انتزاعي است و تنها منشأ انتزاع بعضي از آنها، مانند زمان و مكان، را ميتوان از شئون وجود جوهر بهشمار آورد كه بازگشت آنها هم به كميات متصل است. اما كيفياتي از قبيل كيفيات نفساني كه بهمعناي دقيق كلمه، «اعراض خارجيه» ميباشند، هرچند به يك معنا نمودها و جلوههايي از نفس بهشمار ميروند، ولي وجود آنها عين وجود نفس نيست، بلكه نوعي اتحاد (و نه وحدت) ميان آنها با نفس برقرار است. ازاينرو جريان اين دليل در چنين اعراضي دشوار است؛
٣. سومين دليل صدرالمتألهين بر وجود حركت در جوهر، دليلي است كه از شناختن حقيقت زمان بهعنوان بُعدي سيال و گذرا از ابعاد موجودات مادي بهدست ميآيد. شكل منطقي آن اين است:
هر موجود مادي، زمانمند و داراي بُعد زماني است، و هر موجودي كه داراي بُعد زماني باشد، تدريجيالوجود ميباشد. نتيجه آنكه: وجود جوهر مادي، تدريجي يعني داراي حركت خواهد بود.
اما مقدمهٔ اول در درس چهل و سوم روشن شد و حاصل بيان آن اين است كه زمان، امتدادي است گذرا از موجودات جسماني، نه ظرف مستقلي از آنها كه در آن گنجانيده شوند، و اگر پديدههاي مادي داراي چنين امتداد گذرايي نبودند، قابل اندازهگيري با مقياسهاي زماني، مانند ساعت و روز و ماه و سال، نميبودند؛ چنانكه اگر داراي امتدادهاي مكاني و مقادير هندسي نبودند با مقياسهاي طول و سطح و حجم اندازهگيري نميشدند؛ و اساساً اندازهگيري شدن هرچيزي با مقياس خاصي، نشانهٔ سنخيت بين آنهاست و ازاينرو هرگز نميتوان وزن چيزي را با مقياس طول، يا برعكس، طول چيزي را با مقياس وزن سنجيد، و بههمين دليل است كه مجردات تام داراي عمر زماني نيستند و