آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٩٤ - يادآوري چند نكته
در انجام كار ميباشد، علم و حب به نتيجه است، نه وجود خارجي آن، بلكه نتيجهٔ خارجي معلول كار است و نه علت آن.
واژهٔ «غايت» معمولاً بهمعناي منتهياليه حركت بهكار ميرود و نسبت بين موارد آن با موارد هدف، «عموم و خصوص من وجه» است؛ زيرا از يك سوي، در حركات طبيعي نميتوان هدفي را براي فاعل طبيعي آنها در نظر گرفت، ولي مفهوم غايت بر منتهياليه آن صادق است، و از سوي ديگر در كارهاي ايجادي كه حركتي در كار نيست، هدف و علت غائي صدق ميكند، اما غايت بهمعناي منتهياليه حركت جا ندارد. ولي گاهي غايت بهمعناي علت غائي بهكار ميرود و در اينجاست كه بايد دقت كرد كه بين دو معناي آن خلط نگردد و احكام يكي به ديگري نسبت داده نشود.
رابطهٔ بين فاعل و فعل و نتيجهٔ آن، موضوع بحثهاي فلسفي متعددي واقع شده است كه بخشي از آنها را در درس سي و نهم بيان كرديم و اينك به بيان برخي از مطالبي كه ارتباط با موضوع بحث فعلي دارد و براي تبيين معناي صحيح هدف الهي از آفرينش مفيد است ميپردازيم:
يادآوري چند نكته
١. كارهاي اختياري انسان معمولاً به اين صورت انجام ميگيرد كه نخست تصوري از كار و نتيجهٔ آن پديد ميآيد و مقدميت كار براي حصول نتيجه و فايدهٔ مترتب بر آن مورد تصديق قرار ميگيرد، سپس شوق به خير و كمال و فايدهاي كه مترتب بر كار ميشود در نفس حاصل، و در پرتو آن شوق به خود كار پديد ميآيد، و در صورت فراهم بودن شرايط و نبودن موانع، شخص تصميم بر انجام كار ميگيرد. در حقيقت، عامل اصلي و محرك واقعي براي انجام دادن كار، شوق به فايدهٔ آن است، و ازاينرو بايد علت غائي را همان شوق بهحساب آورد و متعلق آن مجازاً و بالعرض، علت غائي ناميده ميشود.
ولي نبايد تصور كرد كه اين فرايند در هر كار اختياري ضرورت دارد، بهطوري كه اگر