آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٨١ - سميع و بصير
مقدمه
همانگونه كه در درس شصت و پنجم روشن شد، ملاك اينكه صفتي از قبيل صفات ذاتيه محسوب شود يا از قبيل صفات فعليه، اين است كه اگر مفهوم آن دلالت بر وجود متعلقي در خارج از ذات داشته باشد، از صفات فعليه، و در غير اين صورت، از صفات ذاتيه خواهد بود.
بنابراين حتي اگر مفهوم علم را بهگونهاي در نظر بگيريم كه مستلزم وجود معلوم در خارج باشد، از صفات فعليه خواهد بود، چنانكه آياتي از قبيل «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتّي نَعْلَمَ الْمُجاهِدِينَ مِنْكُمْ وَالصّابِرِين»[١] كه دلالت بر تحقق علم در زمان خاصي دارد، بر اين معنا حمل ميشود، و قيد زماني آن به لحاظ زماني بودن معلوم ميباشد.
از سوي ديگر، اگر مفهوم صفات فعليه را بهگونهاي در نظر بگيريم كه مستلزم وجود خارجي متعلق آنها نباشد، بازگشت به صفات ذاتيه ميكند، چنانكه مفهوم خالق به «قادر بر خلق» بازگردانده ميشود.
اكنون با توجه به اين معيار، به بررسي چند صفت معروف ميپردازيم:
سميع و بصير
اين دو صفت معمولاً از صفات ذاتيه محسوب ميشوند، ولي بهنظر ميرسد كه با توجه به معيار مذكور بايد آنها را از قبيل صفات فعليه دانست؛ زيرا مفهوم سمع و بصر بعد از
[١] محمد (٤٧)، ٣١.