آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٢٨ - خلاصه
خلاصه
١. دلايل وجود خداي متعالي را ميتوان به سه دسته تقسيم كرد:
الف) استدلال از آيات الهي و نشانههاي علم و قدرت و حكمت وي در جهان، مانند دليلهاي نظم و عنايت؛
ب) استدلال از بعضي از صفات مخلوقات بر نياز آنها به آفريدگار، مانند دليلهاي حدوث و حركت؛
ج) استدلال فلسفي خالص، مانند برهان امكان و برهان صديقين.
٢. دو دستهٔ اول براي اثبات وجوب وجود و بينيازي مطلق الهي، نيازمند به مقدمات براهين دستهٔ سوم ميباشند.
٣. برهان امكان از چهار مقدمه تشكيل يافته و تقرير آن اين است:
موجودات جهان ذاتاً ممكنالوجود هستند، ولي چون هيچ موجودي بدون وصف ضرورت و وجوب تحقق نمييابد، داراي وجوب بالغير ميباشند و عللي كه وجود آنها را ايجاب ميكند بايد منتهي به «واجبالوجود بالذات» شوند تا دور و تسلسل در علل لازم نيايد.
٤. تقرير ديگر آن اين است كه مجموعهٔ ممكنات به هر صورتي فرض شوند، داراي وجوب بالغير هستند، پس بايد وراي آنها موجودي باشد كه وجوب بالذات داشته باشد تا در سايهٔ او ساير موجودات واجب بالغير شوند.
٥. تقرير فشردهٔ اين برهان آن است كه موجود خارجي يا واجبالوجود بالذات است و يا واجبالوجود بالغير، و واجبالوجودهاي بالغير بايد منتهي به واجبالوجود بالذات شوند، زيرا هر بالغيري محتاج به بالذات است.
٦. برهان دوم از سه مقدمه تشكيل مييابد و تقرير آن اين است: موجودات اين جهان چون ممكنالوجود هستند نيازمند به علت فاعلي ميباشند و سلسلهٔ علل بايد منتهي به علتي شود كه معلول نباشد تا دور و تسلسل لازم نيايد.
٧. ابنسينا اين برهان را به اين صورت تقرير كردهاست: موجود يا واجبالوجود است