آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٩٨ - رابطهٔ حركت جوهريه با قوه و فعل
رابطهٔ حركت جوهريه با قوه و فعل
چنانكه قبلاً توضيح داده شد، قوه و فعل دو مفهوم انتزاعي است كه از نسبت بين دو موجود متقدم و متأخر و بقاء موجود سابق يا جزئي از آن در موجود لاحق انتزاع ميشود. اكنون با توجه به اينكه همهٔ موجودات مادي دائماً در حال نو شدن و پديد آمدن و نابود شدن هستند، اين سؤال مطرح ميشود كه چگونه ميتوان بقاء موجود سابق را تصور كرد و تعريف قوه و فعل را بر مبدأ و منتهاي حركت تطبيق نمود؟
گاهي به اين صورت پاسخ داده ميشود كه هرچند موجود سابق عيناً باقي نميماند، ولي كمال وجودي آن در موجود لاحق محفوظ ميماند و نتيجه گرفته ميشود كه هر حركتي تكاملي و اشتدادي ميباشد.
اما علاوه بر اينكه نتيجهٔ مذكور با واقعيات عيني وفق نميدهد، اصل پاسخ هم مشكل اساسي را حل نميكند؛ زيرا با توجه به معدوم شدن موجود سابق، باقي ماندن كمال آن جز اين معنايي نخواهد داشت كه موجود لاحق در مقام مقايسه با آن كاملتر ميباشد، و بازگشت آن به اين است كه باقي ماندن چيزي از موجود بالقوه در موجود بالفعل لازم نيست، و اين معنا با فرض توالي موجودات متعدد كه هركدام كاملتر از ديگري باشد، و با تفسير حركت به «توالي فعليتها» كه در حكم «توالي سكونات» است نيز سازگار ميباشد.
ممكن است گفته شود كه بنابر قول به ثبوت حركت، اجزاء سابق و لاحق تعدد بالفعلي ندارند و همگي با وجود واحدي موجود هستند، برخلاف قول به توالي سكونها كه هركدام وجود بالفعل خاصي خواهند داشت. نيز در صورت اول، يك وجود سيال تا بينهايت قابل تجزيه ميباشد، برعكس صورت دوم كه مبني بر وجود اجزاء محدود و تجزيهناپذير ميباشد.
ولي سخن دربارهٔ قوه و فعل بهعنوان مبدأ و منتهاي حركت است كه خارج از متن حركت ميباشد، نه دربارهٔ اجزاء بالقوهٔ حركت. توضيح آنكه: حركت را به «خروج و سير