آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٩٦ - اقسام حركت جوهريه
همچنين ممكن است جسمي به تَبَع جسم متحرك ديگري داراي يك يا چند حركت تَبَعي باشد؛ مثلاً موجوداتِ روي زمين، به تَبَع آن، حركاتي دارند، هرچند خودشان مستقلاً حركت نكنند، چنانكه خود زمين به تَبَع منظومهٔ شمسي حركتي در كهكشان، و به تَبَع كهكشان حركتي در فضا دارد. بنابراين وحدت متحرك هيچگاه دليل وحدت حركت نخواهد بود، هرچند وحدت شخصي حركت بدون وحدت متحرك معنا ندارد؛
٤. گاهي حركات متعدد مستقيماً به متحرك نسبت داده ميشود، ولي گاهي هم حركتي بهواسطهٔ حركت ديگري عارض متحرك ميشود و بدون آن امكان تحقق ندارد، چنانكه حركت مارپيچي زمين بهواسطهٔ حركت انتقالي آن حاصل ميشود، و در واقع صفتي براي اين حركت ميباشد، يا حركت اتومبيل متصف به افزايش يا كاهش تدريجي سرعت (شتاب) ميشود، يا حركت جوهري اجسام متصف به اشتداد و تكامل ميگردد. چنين حركاتي را ميتوان «حركت بر حركت» ناميد؛
٥. چنانكه قبلاً گفته شد مفهوم «سرعت» از نسبت بين زمان و مسافت بهدست ميآيد، و ازاينرو خود زمان متصف به سرعت نميشود و طبعاً شتاب و افزايش يا كاهش سرعت هم دربارهٔ آن مفهومي نخواهد داشت. بنابراين آنچه گفته ميشود كه زمان بهتندي يا كندي ميگذرد و «زمان روانشناختي» ناميده ميشود، تعبيري مسامحهآميز و مبني بر كيفيت درك گذشت زمان ميباشد. نظير اين مطلب دربارهٔ زمان فيزيكي هم جاري است.
اقسام حركت جوهريه
حركت جوهريه مانند ديگر حركات، خودبهخود اقتضاي تكامل و اشتداد ندارد و دلايل وجود آن هم چيزي بيش از تغير تدريجي و نوبهنو شدن وجود جوهر را اثبات نميكند. ازاينرو مانند حركات عرَضي ميتوان سه حالت را براي آن در نظر گرفت يا آن را به سه قسم تقسيم نمود:
١. حركت يكنواخت، كه همهٔ اجزاء بالقوهٔ جوهر از نظر كمال و مرتبهٔ وجود مساوي باشند؛