آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٦٧ - تقسيم حركت براساس شتاب
١١. اولاً، توأم بودن هر حركت نزولي با حركت تكاملي موجود ديگر قابلِ اثبات نيست.
١٢. ثانياً، تكاملي بودن حركت ديگر، موجب نفي حقيقت حركت از سيرِ نزولي نميشود، و اين سؤال باقي ميماند كه سير نزولي از نظر فلسفي چه مفهومي دارد؟
١٣. تكيه كردن بر بعضي از تعريفها براي نفي حركت غيرتكاملي موجه نيست، و به فرض اينكه تعاريف مزبور شامل حركت نزولي نشود، بايد صحت آنها را مورد ترديد قرار داد.
١٤. براي تعاريف يادشده ميتوان تفسيري را در نظر گرفت كه مستلزم نفي حركت غيرتكاملي نباشد، به اين صورت كه لازمه حركت، رسيدن متحرك به فعليت جديدي است، هرچند ملازم با از دست رفتن فعليت مساوي يا كاملتري باشد. نيز كمال بودن حركت و نتيجهٔ آن، منافاتي با از دست رفتن كمال مساوي يا برتري ندارد.
١٥. ولي اساساً تكيه بر مفهوم قوه و فعل يا مفهوم كمال، در تعريف حركت لزومي ندارد و بهترين تعريف آن همان «تغير تدريجي» است.
١٦. هر حركتي برخاسته از شعور و انگيزه نيست تا گفته شود كه اگر متحرك تكامل نيابد انگيزهاي براي حركت نخواهد داشت.
١٧. حتي موجود باشعور و باانگيزه هم ممكن است حركتي را به انگيزهٔ لذتي انجام دهد كه مستلزم از دست دادن كمال ارزشمندتري باشد.
١٨. براساس حكمت الهي ميتوان اثبات كرد كه مجموعاً حركات جهان به كمالات ارزندهتري ميانجامد، اما معناي آن تكامل يافتن هر متحرك در اثر حركت نيست.
١٩. تكاملي بودن هر حركت را تنها به اين معنا ميتوان پذيرفت كه در هر حركتي، شخصْ كمال (امر وجودي) جديدي تحقق مييابد، هرچند مساوي با شخص كمال سابق و يا پستتر از آن باشد.
٢٠. شبههٔ تكاملي بودن هر حركت، در اثر تفسير نادرست براي رابطهٔ قوه و فعل نشئت گرفته است.