آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٤٦ - ٣ جهت حركت
١. بستر حركت
ممكن است موجودي داراي حيثيات متعدد قابل تغيري باشد، مثلاً ممكن است سيبي از درخت سقوط كند و حركت مكاني در آن پديد آيد، چنانكه ممكن است رنگ آن تدريجاً تغيير يابد يا به دور خودش بچرخد. اما هركدام از اين حركات بستر خاصي دارد كه آن را از ديگر حركات متمايز ميسازد، مثلاً بستر حركت سيب از درخت به روي زمين، مكان است و حركت آن، حركت مكاني يا انتقالي يا حركت در مقولهٔ «اَين» ميباشد، و بستر تغير تدريجي رنگ آن، رنگ است و اين حركت در مقولهٔ «كيف» بهشمار ميرود، و بستر چرخش آن به دور خودش، وضع است و اين حركت در مقولهٔ «وضع» محسوب ميشود.
٢. مدار حركت
ممكن است حركت شيء در بستر واحد به شكلهاي گوناگوني انجام گيرد، مثلاً حركت مكاني و انتقالي يك ستاره ممكن است به شكل دايره يا به شكل بيضي انجام پذيرد، يا حركت توپ از يك نقطه به نقطهٔ ديگر، ممكن است در خط مستقيم يا در خط منحني واقع شود. ازاينرو مفهوم ديگري را بايد در نظر گرفت كه اخص از مفهوم قبلي باشد و ميتوان آن را «مدار حركت» ناميد. ولي بايد توجه داشت كه واژهٔ «مدار» در اينجا معنايي وسيعتر از معناي لغوي (محل دور زدن) دارد، چنانكه واژهٔ «منحني» در بعضي از علوم رياضي، معنايي وسيعتر از معناي معروفش دارد و منحني نمايش تغيرات، ممكن است بهصورت خط مستقيم باشد.
٣. جهت حركت
حركت شيء در مدار واحد نيز ممكن است بهصورتهاي مختلفي انجام بگيرد، مثلاً حركت فرفره به دور خودش، در مدار دايرهٔ محيطش انجام ميگيرد، ولي ممكن است از راست به چپ يا از چپ به راست باشد. ازاينرو بايد مشخصهٔ ديگري را براي حركت در نظر گرفت و آن عبارت است از جهت حركت.