آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٣٦ - شبهات منكرين وجود حركت و حل آنها
اما بهتر اين است كه از استدلالكننده سؤال شود كه منظور شما از نامتناهي بودن حركت متناهي چيست؟ اگر منظور، نامتناهي بودن عدد اجزاء آن باشد، چنين عددي بالفعل در هيچ حركتي وجود ندارد و پيدايش هر عدد متناهي يا نامتناهي در حركت، در گرو تقسيم خارجي آن است و در آن صورت، ديگر حركت واحدي وجود نخواهد داشت. چنانكه هرچيزي كه قابل قسمت به دو نيمه باشد، فعلاً واحد است، اما هر وقت تقسيم شد، دو واحد خواهد بود، ولي لازمهٔ قابليت قسمت اين نيست كه هم يك باشد و هم دو!
اما اگر مقصود اين باشد كه لازمهٔ قسمتپذيري حركت تا بينهايت اين است كه مقدار و كميت متصلش (و نه عدد آن) از طرفي متناهي و از طرف ديگر نامتناهي باشد، زيرا هر جزئي از اجزاء نامتناهي آن، مقداري خواهد داشت و مجموع مقادير آنها نامتناهي خواهد بود، پاسخ اين اشكال آن است كه هرچند هر امتدادي قابلِ قسمت به بينهايت اجزاء ميباشد، اما مقدار امتداد هريك از اجزاء، كسري از همان مقدار كل خواهد بود. پس مقدار مجموعهٔ كسرهاي نامتناهي از حركت هم همان مقدار متناهي خود حركت ميباشد(١= ∞ × ∞/١).
لازم به تذكر است كه اين شبهه اختصاص به حركت ندارد و دربارهٔ همهٔ امتدادها مانند خط و زمان هم جاري است. ازاينرو صاحبان اين شبهه هر خط محدودي را نيز مركب از تعداد محدودي نقطهٔ بيامتداد، و هر قطعهٔ محدودي از زمان را مركب از تعداد معيّني «آن» دانستهاند و معتقد شدهاند كه در عين حالي كه نقطه امتدادي ندارد، از مجموع چندين نقطه، خطي بهوجود ميآيد، و با اينكه «آن» طول و امتدادي ندارد، از مجموع چندين آن، قطعهاي از زمان تحقق مييابد و همچنين از مجموعهاي از سكونات، حركتي پديد ميآيد. در واقع، آنچه وجود خارجي دارد، نقاط و آنات و سكونات است، و خط و زمان و حركت مفاهيمي است كه از مجموعهٔ آنها انتزاع ميشود.
به تعبير ديگر ايشان از قائلين به «جزء لايتجزي» هستند؛ يعني هر امتدادي را قابل قسمت بهاجزاءمحدودي ميدانندو معتقدند كه آخرين تقسيم به جزئي منتهي ميشود