آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧٦ - تحقيق در مسئله
٢. دربارهٔ اينكه ميفرمايد: «معقوليتِ بالفعل، امري ذاتي براي صورت عقلي است، خواه عاقلي بيرون از ذات آن باشد يا نباشد»، بايد گفت عنوان معلوميت و معقوليت، يك عنوان اضافي است و فرض آن بدون فرض موجودي كه عنوان عالميت و عاقليت را داشته باشد ممكن نيست. نهايت اين است كه گاهي هر دو عنوان بر موجود واحدي صدق ميكند، مانند علم به نفس، و گاهي عنوان عالم و عاقل بر موجودي خارج از ذات معلوم منطبق ميشود؛ و صِرف اينكه عنوان معقول بر چيزي صدق كند، دليلي بر اين نخواهد بود كه عنوان عاقل هم براي ماهيت يا وجود همان چيز ثابت باشد. به ديگر سخن مفهوم اضافي «معقول» را نميتوان به هيچ وجه «ذاتي» براي چيزي شمرد (خواه ذاتي به اصطلاح ايساغوجي، و خواه ذاتي به اصطلاح كتاب برهان) تا به كمك قاعدهٔ «تكافؤ متضايفين» وصف «عاقل» را هم براي ذات آن اثبات كرد. علاوه بر اينكه مقتضاي قاعدهٔ مزبور، همچنانكه شيخالرئيس در تعليقات فرموده است، «تكافؤ در لزوم است نه تكافؤ در درجهٔ وجود».[١]
حاصل آنكه فعليت وصف «معقول» براي صورت ادراكي، بيش از اين اقتضایي ندارد كه عاقل بالفعلي داشته باشد، خواه در ذات خودش و خواه بيرون از آن؛
٣. دربارهٔ تشبيه انفعال نفس از صورت ادراكي به چشم نابينا، بايد گفت اولاً، ممكن است كسي نفس را فاعل صورت ادراكي بداند، چنانكه در مورد حكم و مفاهيم انتزاعي و همهٔ معقولات ثانيهٔ فلسفي و منطقي چنين است، و ثانياً، چرا نفس را به چشم بينايي تشبيه نكنيم كه هنگام مواجه شدن با شيء مرئي، رؤيت بالفعل پيدا ميكند؟
و اما مناقشه در تشبيه نفس به هيولي، طبق نظريهٔ مورد تأييد مبني بر انكار هيولاي فاقد فعليت، نيازي به توضيح ندارد.
تحقيق در مسئله
با دقت در مطالبي كه ذكر شد روشن ميشود كه رابطهٔ بين عالم و معلوم را در همهٔ موارد نميتوان
١ر.ك: تعليقات، ص٧٦، ٩١ و ٩٥.