آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٧ - مقولات نسبي
مجردات در نظر گرفت، مانند تقدم سرمدي الهي بر ساير مجردات، و معيت دهري در ميان عقول، چنانكه ميتوان يك طرف اضافه را موجود مجرد، و طرف ديگر را موجود مادي قرار داد، مانند تقدم وجودي علت مجرد بر معلول مادي.
اما بهنظر ميرسد كه هيچكدام از آنها از مفاهيم ماهوي معقولات اُولي نيستند و بهترين دليل آن اين است كه نسبت دادن موجودي به موجود ديگر، بستگي به شخصِ نسبتدهنده دارد كه آنها را با يكديگر مقايسه ميكند و مفهومي كه در گروه مقايسه و نسبتسنجي باشد، نميتواند از يك امر عيني و مستقلِ از اعتبار و لحاظ ذهني حكايت كند؛ مثلاً نسبت برادري بين دو برادر يا نسبت پدرفرزندي ميان پدر و فرزند، يك امر عيني نيست كه ميان آنها بهوجود بيايد، بلكه ذهن با در نظر گرفتن اينكه دو نفر از يك پدر و مادر بهوجود آمدهاند و در اين جهت شريك هستند، اضافهٔ متشابهةالاطرافي بهنام برادري را انتزاع ميكند و با در نظر گرفتن اينكه پدر، علت اِعدادي براي پيدايش فرزند است نه بالعكس، اضافهٔ متخالفةالاطرافي بهنام پدر ـ فرزندي را انتزاع ميكند و چنان نيست كه با تولد فرزند، امر عيني ديگري بهنام اضافهٔ پدر ـ فرزندي ميان آنها تحقق يابد، يا پس از تولد فرزند دوم، امر خارجي ديگري بهنام اضافهٔ اخوت ميان دو فرزند پديد آيد.
همچنين مفاهيم بزرگي و كوچكي، بزرگتري و كوچكتري، دوري و نزديكي، دورتري و نزديكتري، تساوي، همزماني و... همه از مفاهيمي است كه با نسبتسنجي بهدست ميآيند و هيچكدام از آنها مابازای عيني ندارد، هرچند هريك از آنها منشأ انتزاعِ خاصي دارد و نميتوان به دلخواه، هر مفهوم اضافي و نسبي را به هر چيزي نسبت داد.
ازجمله شواهد اعتباري بودن اضافه اين است كه از يك سوي، در رابطهٔ خداي متعالی با انواع مخلوقاتش صدق ميكند و از سوي ديگر، بين دو امر اعتباري و بين يك موجود و يك معدوم و حتي ميان دو امر ممتنعالوجود نيز برقرار ميشود و روشن است كه خداي متعالی معروض هيچ عَرضي واقع نميشود و همچنين امور اعتباري و معدومات نميتوانند متصف به صفات عيني و خارجي شوند.