آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٨ - بيان چند نكته
است و نيز گفته ميشود كه خداي متعالي تقدم سرمدي بر همهٔ مخلوقات دارد و مجردات تقدم دهري بر حوادث مادي دارند.
٣. فلاسفهٔ پيشين كه زمان را از لوازم حركات عَرضي ميدانستند، جوهر اجسام و قدر متيقن جوهر فلك را فراتر از افق زمان ميشمردند و براي آن معيت دهري با زمان قائل بودند. اما با توجه به حركت جوهريه و نفوذ زمان و گذرايي در ذات موجودات مادي، بايد همهٔ آنها را بياستثنا زماني دانست.
٤. تقدم و تأخر زماني مخصوص حوادثي است كه در عمود زمان قرار ميگيرند و خودشان داراي امتداد زماني ميباشند. اما موجودي كه فراتر از افق زمان و داراي ثبات وجودي و مبري از دگرگوني و گذرايي باشد، نسبتِ تقدم و تأخر با امور زماني نخواهد داشت، بلكه در واقع وجود او محيط بر زمانيات بوده، گذشته و حال و آينده نسبت به وي يكسان خواهد بود و بههمين جهت گفتهاند كه حوادث پراكنده در پهنهٔ زمان، در ظرف دهر اجتماع خواهند داشت «المتفرقات في وعاء الزمان مجتمعات في وعاء الدهر».