آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٢ - حقيقت مكان
به هر حال، ارسطوئيان برآناند كه مفهوم «كجايي» و مفهوم «چهوقتي» هركدام مفهوم ماهوي مستقل و مقولهٔ خاصي است و ربطي به ماهيت زمان و مكان ندارد و ديگران هم ترديدي ندارند كه اينگونه مفاهيم از نسبت به زمان و مكان پديد ميآيد و با مفاهيم مكان و زمان فرق دارد. ازاينرو بايد توجه داشته باشيم كه بحث دربارهٔ مكان و زمان را با بحث دربارهٔ اين مفاهيم نسبي و اضافي خلط نكنيم.
حقيقت مكان
دربارهٔ ماهيت مكان اقوال نادري نقل شده كه بسيار ضعيفاند و درخور بحث و بررسي نيستند، و فيلسوف بنامي هم به آنها قائل نشده است؛ مانند قول به اينكه مكان عبارت است از هيولاي اجسام يا از صورتها و فعليتهاي آنها، يا فضاي جسماني مستقلي است كه جهان در آن گنجانيده شده است.
در ميان اقوال، دو قول معروف وجود دارد كه يكي از افلاطون نقل شده و بعضي از حكماي اسلامي مانند صدرالمتألهين آن را تأييد كردهاند، و ديگري از ارسطو نقل شده و اكثر حكماي اسلامي مانند فارابي و ابنسينا آن را پذيرفتهاند.
اما نظريهاي كه از افلاطون نقل شده اين است كه مكان بُعد جوهري مجردي است كه مساوي با حجم جهان ميباشد.
ظاهر اين قول عجيب بهنظر ميرسد؛ زيرا موجود مجرد هرچند مجرد مثالي و برزخي باشد، نسبتي با موجودات مادي ندارد و نميتواند ظرفي براي آنها انگاشته شود. اما احتمال دارد كه در نقل و ترجمهٔ اين كلام اشتباهي رخ داده باشد يا منظور از لفظ «مجرد» معناي اصطلاحي آن نباشد، و مؤيد آن اين است كه ميرداماد نسبتِ اين قول را به افلاطون انكار كرده است.[١] طبق اين احتمال ميتوان كلام مزبور را به اين صورت تفسير كرد كه مكان، همان حجم جهان است در صورتي كه بهطور جداگانه در نظر گرفته شود (و به اين معنا «تجريد» شود).
[١] ر.ك: قسبات، ص١٦٤.