آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٣ - نظريهٔ ارسطو دربارهٔ علت غائي
مقدمه
علت غائي بهمعنايي كه بيان شد مخصوص افعال اختياري است، ولي از سخناني كه از ارسطو نقل شده چنين برميآيد كه وي براي افعال طبيعي هم قائل به علت غائي بوده و پيروان مشائين هم از او تبعيت كردهاند و انكار علت غائي براي افعال طبيعي را بهمنزلهٔ اتفاقي بودن آنها تلقي نمودهاند و در مقابلِ قول به اتفاقي بودن حوادث طبيعي كه بهصورتهاي مختلفي از دموكريتوس و امپدكلس و اپيكورس نقل شده، براي همهٔ پديدهها علت غائي اثبات كردهاند.
ما در اينجا نخست به بيان قول منقول از ارسطو و نقد آن ميپردازيم، سپس توضيحي دربارهٔ اتفاق و تصادف ميدهيم و در پايان، معناي صحيح «هدفمندي جهان» را بيان ميكنيم.
نظريهٔ ارسطو دربارهٔ علت غائي
ارسطو در كتاب اول مابعدالطبيعه پس از اشاره به آراء فيلسوفان پيشين دربارهٔ علت پيدايش پديدهها اظهار ميدارد كه هيچكدام از ايشان علت غائي را دقيقاً مورد توجه قرار ندادهاند. آنگاه با تحليلي دربارهٔ حركت و دگرگوني موجودات مادي، نتيجه ميگيرد كه هر موجود متحرك و دگرگونشوندهاي بهسوي غايتي سير ميكند كه كمال آن ميباشد و خودِ حركت كه مقدمهاي براي رسيدن به غايت مزبور است، نخستين كمال براي آن بهشمار ميرود و ازاينرو حركت را به «كمال اول براي موجود بالقوه از آن جهت كه بالقوه است» تعريف ميكند.[١]
[١] توضيح اين تعريف در درس پنجاه و پنجم خواهد آمد.