آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣١ - كمال و خير
مزاحم با كمالات ديگر و كمال نهايي وي باشد و در مجموع به زيان فاعل تمام شود، و در اين صورت «خير مظنون» ناميده ميشود.
مثلاً نتيجهٔ طبيعياي كه بر خوردن غذا مترتب ميشود، كمالي است براي قوهٔ نباتي كه مشترك بين انسان و حيوان و نبات است، و لذتي كه از آن حاصل ميگردد، كمالي است براي قوهاي كه آن را درك ميكند و مشترك ميان حيوان و انسان است. اما اگر غذا خوردن با نيت صحيح و بهمنظور كسب نيرو براي انجام وظايف الهي انجام گيرد، موجب كمال انساني هم ميشود و در اين صورت وسيلهاي براي كسب «خير حقيقي» هم خواهد بود، ولي اگر صرفاً براي التذاذ حيواني باشد، مخصوصاً اگر از مأكولات حرام استفاده شود، تنها موجب كمال براي بعضي از قواي شخص ميشود و به كمال نهايي وي زيان ميزند و در نتيجه، كمال حقيقي انسان را بهبار نميآورد، و ازاينرو «خير پنداري» يا «خير مظنون» ناميده ميشود.
ضمناً مناسبت واژههاي «اختيار» و «خير» نيز روشن شد؛ زيرا هر فاعل مختاري فقط كارهايي را انجام ميدهد كه مناسبت با كمال خودش داشته باشد، و ازجمله فاعلهاي بالقصد كارهايي را انجام ميدهند كه وسيلهاي براي رسيدن به كمال و «خير» خودشان باشد ـ يا خير حقيقي، و يا خير پنداري ـ هرچند خير مفروض، لذتي باشد يا رهايي از رنج و المي.
ممكن است بر كليت قاعدهٔ مزبور اين اشكال مطرح شود كه انسانهاي وارستهاي يافت ميشوند كه دستكم بعضي از كارهاي اختياري خودشان را براي خير ديگران انجام ميدهند و ابداً توجهي به خير خودشان ندارند و حتي گاهي جان خودشان را نيز فداي ديگران ميكنند. پس بهطور كلي نميتوان گفت كه هر فاعل بالقصدي كارش را براي رسيدن به كمال و خير خودش انجام ميدهد.
جواب اين است كه اينگونه كارها خواه در اثر هيجان عواطف انجام شود، و خواه بهمنظور رسيدن به پاداش اخروي و رضاي الهي، در نهايت موجب خيري براي خود فاعل