ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٣ - عامل دوم - كه بايستى همواره در راه رفع مزاحمت آن جهاد كرد ، انسان است
ديگران را كلافه كنيم . آيهء زير را دقت فرمائيد : ( إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ قالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ الله واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَساءَتْ مَصِيراً ) [١] ( آنانكه به خود ستم كردهاند ، هنگامى كه فرشتگان آنانرا در حال عبور از پل مرگ در مى يابند ، مى گويند : شما در دنيا در چه وضعى زندگى مى كرديد مى گويند : ما در روى زمين بينوا و مستضعف بوديم ، فرشتگان مى گويند : مگر زمين خدا پهناور نبود ، تا در آن هجرت نمائيد . جايگاه آنان دوزخ است و دوزخ سرنوشت بدى است ) توضيح - در اين آيه ، آدمى از كيفيت زندگى خود مسئول قرار مى گيرد .
او بهيچ وجه نمى تواند چنين پاسخ بدهد كه زندگى در اختيار خودم بوده است ، و من مطابق ميل خود زندگى كردهام . بنا بر اين ، هر كسى بايستى پاسخى معقول براى كيفيت زندگى خود تهيه نمايد . يعنى پاسخ به انتخاب راهها و چگونگىهاى زندگى نه اصل آن كه بهيچ وجه مربوط به آگاهى و اختيار او نيست . اين مسئوليت كشف مى كند كه پديدهء زندگى حقيقتى است مولد كه چگونگى اداره و برخوردارى از آن تحت اختيار آدمى است ، ولى چنانكه بوجود آوردن آن مربوط به ميل و خواست انسان نيست ، همچنين نابود ساختن اين حقيقت براى او مجاز نيست . نابود ساختن زندگى كه مبارزه با مشيت خداوندى است دو شكل دارد : شكل يكم - خودكشى . شكل دوم خودشكنى و پستى و ذلت كه آدمى بر حيات خود روا مى دارد . نتيجه اين ذلت و پستى كه در آيهء مورد بحث ، استضعاف ناميده شده است ، عذاب الهى است . و هيچ انسانى حق ندارد كه در مقابل سؤال از اين ذلت و استضعاف اختيارى چنين
[١] النساء آيهء ٩٧