ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥
طبيعى را زير پا گذاشته و به آن هدف برسم .
آرى ، شهيد آگاه راه حق و حقيقت پاسخى جز اين نخواهد داد . پس از آنكه معناى شهادت را بطور اجمال شناختيم ، دو مسئلهء با اهميت براى ما مطرح مى گردد : مسئلهء يكم - جامع مشترك همهء انواع شهادت عبارتست از دست شستن از زندگى در حال هشيارى و آزادى در راه وصول به هدفى عالىتر از زندگى طبيعى . اين جامع مشترك حد اقل پديده ايست كه همهء شهداء داراى آن مى باشند .
البته جاى ترديد نيست كه شهادت بحسب هشيارىهاى گونه گون و امكانات و آزادىها و عظمتها و نوع هدفى كه شخصيت شهيد ممكن است داراى آنها باشد ، بسيار متفاوت خواهد بود . شهادت حسين بن على عليه السلام با نظر به ابعاد فوق العاده عالى شخصيتى ، دودمان ، و انعكاس بسيار ممتاز شخصيت وى در اجتماع و عبور از صدها صحنهء پرفراز و نشيب دگرگون كنندهء آدميان ، كه نتوانست حسين بن على ( ع ) را از راهى كه پيش گرفته بود ، منحرف بسازد و همچنين با نظر بهمهء اجزاء و روابط حادثهء خونين دشت نينوا ، با وجود هشيارى و آزادى حسين شهيد در همهء آن رويدادها و مراعات اصول و قوانين انسانى در چنان حادثهء خونبار كه از حسين و يارانش ثبت شده است عاليترين جلوهء شهادت يك انسان كامل است كه عظمت فوق طبيعى شخصيت و هدف او را اثبات ميكند . در مقابل اين مرتبهء والاى شهادت ، مى توان حد اقل آنرا نيز در نظر گرفت كه عبارتست از انقلاب درونى ناگهانى همراه با هشيارى و آزادى در پايان دادن بزندگى كه در كمترين زمانى از پايان زندگى صورت مى گيرد .
بنا بر اين بايد گفت شهادت از نظر ارزش يك پديدهء كاملا نسبى بوده و با نظر به عناصر و فعاليتهاى شخصيتى شهيد و اهدافى كه منظور نموده و طول مدتى كه شهيد در مرز زندگى و مرگ گام برميدارد ، متفاوتست .
مسئلهء دوم برخلاف آنچه كه در نظر ابتدائى جلوه ميكند ، شهادت نوعى از مرگ نيست ، بلكه شهادت صفتى از « حيات معقول » است ، زيرا بديهى