ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٦ - ترجمهء خطبهء بيست و هشتم
كوشش شايستگى چيدن ميوهء آن را بدست بياورم ، درك و شناخت حركت و دگرگونى چه اثرى براى من خواهد داشت . امير المؤمنين عليه السلام پس از بيان حركت مستمر دنيا و پشت گرداندن آن به زندگان ، هشدار جدى به انسانها مى دهد و مى گويد :
٥ ، ٦ ، ٧ ، ٨ - الا و انّ اليوم المضمار و غدا السّباق و السّبقة الجنّة و الغاية النّار ( امروز زمان تكاپو و فردا روز سبقت است ، سبقت بر بهشت و پايان [ عقب ماندگى ] دوزخ ) .
زندگى آدمى حركتى است طبيعى كه فقط از آغاز هشيارى به حركت انسانى تحول مى يابد و دنيا براى او ميدان مسابقه مى گردد - مسابقه در خير و كمال . شايد بتوان گفت : عمومى ترين پديده اى كه در كرهء خاكى فراگير همهء جانداران است ، حركت و جنبش است . در حقيقت جاندار منهاى حركت مساويست با جاندار منهاى جان . چنانكه انسان منهاى انديشه مساويست با انسان منهاى انسانيت . اين يك مسئلهء روشنى است كه براى اثباتش نيازى به استدلال و جر و بحث وجود ندارد . آنچه كه مهم است اينست كه اكثريت اسفانگيز بنى نوع انسانى حركت بمعناى طبيعى محض آن را دليل موجوديت خود تلقى ميكنند . آنان استدلالى كه به « من هستم » مى آورند ، اينست كه مى توانند راه بروند ، مكان خود را تغيير بدهند ، از يك موضعگيرى به موضع - گيرى ديگر منتقل شوند ، روابط خود را با طبيعت و انسانها دگرگون نمايند در دوران ما اين گونه دلايل با حركتهاى سريعتر مثلا هزار كيلومتر در يك ساعت با هواپيماهاى مدرن ، تقويت شدهاند اين حركت همان مقدار دليل موجوديت انسان است كه حركت كازارها و كهكشانها و حركت الكترونها و حركت عقرب و افعى و يك مگس در لجنزار دليل موجوديت اين موجودات ميباشد . سرعت حركت انسان چگونه مى تواند با سرعت حركت نور قابل مقايسه