ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠ - عامل دوم - كه بايستى همواره در راه رفع مزاحمت آن جهاد كرد ، انسان است
خود اين خصومت ، انديشهها و منطقهايى است كه در راه قانونى ساختن نابودى انسانها براى اشباع خودخواهىها و لذتپرستىها و نامجوئىها به كار مى اندازد و اين انديشهها و منطقها را بقدرى مورد اهميت قرار مى دهد كه يك صدم آنها براى آباد كردن جوامع و تقليل آلام بشرى كه از در و ديوار زبانه مى كشد ، كافى است .
اينست عامل دوم جهاد ، يعنى جلوگيرى از شر انساننماهاى بدتر از عوامل بنيانكن طبيعت ، يعنى جلوگيرى از شمشيرى كه با نشان « من هستم » و « هستى تو مشروط برخواستن من است » بر سر انسانهائى كه با مشيت الهى بوجود آمدهاند ، فرود مى آيد . اين انساننماهاى تيزدندان آن خصومت و تنفر از صلح و صفا را دارند كه خفاشان از نور آفتاب . فتنه و آشوب و نابود كردن ارزشها غذاى روانى اين انساننماها است . اگر جويبار زندگى اجتماعى صاف و زلال باشد ، بدون ترديد مردم اجتماع حركات و سكنات و روابط خود را با يكديگر سالم نگه ميدارند ، بدينجهت اين فتنه پرستها نمى توانند از اين جويبار زلال ماهى بگيرند ، لذا همواره چشمه سار جامعه را تيره و كدر مى خواهند . در آيات قرآنى موضوع فتنه در چند مورد مطرح شده و در برخى از موارد براى از بين بردن فتنه ، دستور به جهاد داده شده است . از آن جمله : ( وَقاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ ) [١] ( با آنها نبرد كنيد تا فتنه مرتفع گردد ) ( يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ ) [٢] ( و فتنه بزرگتر از كشتن است ) اينان از حيات طبيعى الهى خود را محروم ساختهاند ، لذا نمى توانند حيات ديگران را هضم نمايند :
< شعر > ز ان كه هر بدبخت خرمن سوخته مى نخواهد شمع كس افروخته < / شعر > مولوى
[١] الانفال آيه ٣٩
[٢] البقرة آيه ٢١٧