ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٥ - ٧ - علم اجمالى
در زير آن عكس نوشتم : خوشا به حالت و اگر خودش را مى ديدم اين شعر را براى او مى خواندم :
< شعر > تو بيخبرى ، بيخبرى كار تو نيست هر بيخبرى را نرسد بيخبرى < / شعر > ٣ - مرحلهء عالى شناخت عبارتست از قرار گرفتن ذهن آدمى در عاليترين قلهء معرفت كه جهان هستى در مقابل ديدگانش انبساط پيدا مى كند و دهشت و حيرت و نشاط كسى را دارد كه از خانههاى تنگ و تاريك و كوچههاى باريك و سنگلاخ و پرموانع گذشته و سوار كشتى شده و اقيانوسى پهناور و بيكران در ديدگاهش قرار گرفته است . اين همان مرحلهء عالى است كه با مشاهدهء جمال و جلال پرفروغ عالم هستى ، ايمان اطمينان بخش و فعالى را در درون آدمى به وجود مى آورد و حيات او را از تصادف و ابهام و بىهدفى نجات مى دهد .
٧ - علم اجمالى علم اجمالى عبارتست از انكشاف واقعيتى نامشخص كه قابل انطباق به بيش از يك فرد يا جزئى از كل مجموعى است ، مانند اين كه مى دانيم يك نفر از افرادى كه دور هم نشستهاند ، استاد و بقيه دانشجويان او هستند ، ولى استاد را بطور مشخص نمى شناسيم . هراندازه كه افراد يا اجزاء قابل انطباق بر آن معلوم بيشتر بوده باشد ، احتمال انطباق ضعيفتر مى گردد . البته چون فرض اينست كه ما علم به واقعيتى داريم كه ميان افراد يا اجزاء يك كل است اين علم بدون منتفى شدن بوسيلهء انكشافى ديگر ، و يا بدون دگرگونى اساسى در افراد و اجزائى كه واقعيت معلوم را دگرگون بسازد ، بوجود خود ادامه مى دهد و كثرت و افزايش افراد و اجزاء علم به واقعيت را از بين نمى برد ، اگر چه مانند روشنائى كه هر اندازه از كانون نور دورتر شويم ضعيفتر مى گردد .