ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٢ - اگر عمل عينى آتيلاها و نرونها ، تاريخ انسانى را دردناك ثبت ميكند فلسفه ماكياولىها و رنانها تاريخ انسانى را به فاجعه مبدل مى سازد
آنان را شمشير بدست وارد منطقهء ممنوعهء شخصيت خود مى نمايند . يا بعبارت ديگر آنان را قاتل خود مى سازند آيا اين وقاحت و بىشرمى را هم مى توانيد در تاريخ طبيعى انسانها كه شعارش « هر قوى اول ضعيف گشت و سپس مرد » است بگنجانيد نه هرگز : تاريخ انسانى انسانها كه بجاى خود ، آيا اجازه مى دهيد تاريخ طبيعى انسانها با اين ادعا كه آنان در مسير تكامل قرار گرفتهاند ، اين تبهكارى را امضاء كند و بپذيرد در صورتى كه در تاريخ طبيعى حيوانات ديگر چنين وقاحتى مشاهده نمى شود پاسخ اين مسائل را توماس هابسها و ماكياولىها بايد بدهند كه بنام فلسفه و انسان شناسى ، زهرها در مغزهاى مردم ريختند و از اين مردم تقاضاى قدردانى و سپاسگزارى هم داشتند كه تاريخ آنان را بكشتارگاه مبدل نموده سپس راهى زير خاك گشتند اما شما اى ناتوانان ، اين مقدار توانائى داريد كه آن جانوران از خدا بيخبر و ضد انسان را قهرمان نناميد و آنان را نپرستيد . آيا مى دانيد كه با قهرمان ناميدن ستمگران به اضافهء خودكشى واقعى كه در بارهء خود روا مى داريد ، به دشمنان حيات انسانها جرئت مى دهيد و شمشيرشان را برنده تر مى سازيد شما كه با اجازه به ويران ساختن منطقه ممنوع الورود شخصيت ، خود را مالك مطلق خويشتن مى دانيد ، هرگز گمان مبريد كه مالك جانهاى ديگران نيز مى باشيد .
اگر عمل عينى آتيلاها و نرونها ، تاريخ انسانى را دردناك ثبت ميكند فلسفه ماكياولىها و رنانها تاريخ انسانى را به فاجعه مبدل مى سازد اين جاى ترديد نيست كه سلطه گران خودكامه در نتيجهء بدمستىهاى خودخواهى ، همه نيك و بد و شايسته و ناشايسته را مى توانند زير پا بگذارند و در پهنهء هستى موجودى جز خود را سراغ نداشته باشند . زيرا كه همه اين حقيقت را بخوبى مى دانند ، انسان موجوديست كه كبوتر زاييده مى شود ، سپس عقاب يا شير درنده مى گردد ، پس از آنكه كبوتر يك عقاب يا شير درنده مى شود ، مردم با يك پديدهء محال روبرو نمى گردند ، بلكه تا آنجا كه قدرتدار شد ،