ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٣ - حق هرگز با قدرت جنگ تن به تن ندارد
سقراط را براى آنان خرمگس آتن نمايش مى دهد . بيائيد بگذريم و بگذاريم اين نابخردان در خيالات خود براى انسان ، تاريخ كشتارگاههاى متنوع تنظيم كنند .
اينان تاريخ نمى نويسند ، اينان مغز و روان خود را تحليل و تفسير نموده ، شرح حال خود را بيان ميكنند و از اين راه خدمت بزرگى به بشريت مى نمايند به هر حال ، ما بجاى آنكه به نقل و تحليل دلايل و شواهد دو گروه بپردازيم ، خود اين مسئله را كه « آيا حق پيروز است يا قدرت » مطرح و مورد بررسى قرار مى دهيم ، گفتيم با نظر به مجموع ملاحظات مربوطه مى توانيم حق را چنين تعريف كنيم : حق عبارتست از عموم واقعيات ضرورى و مفيد كه داراى دو قطب انسانى و عينى ميباشد ، لذا حق چنانكه شامل همهء واقعيات ضرورى جهان عينى و قوانين جارى در آنها ميباشد ( حق از ديدگاه فلسفى ) همچنان همهء قوانين تكامل انسانى مانند آزادى و عدالت و تعهد و دانش و بينش را در برميگيرد .
بنا بر اين تعريف ، چنانكه واقعيات ضرورى جهان و قوانين جارى در آنها ، بدون تأثر از ذهن آدمى و بازيگرىهاى آن ، واقعيت دارند و حقند ، همچنان تكامل انسان و واقعياتى كه براى تحقق تكامل ضرورت دارند ، مانند تعهد و آزادى و تعقل و تعديل خودخواهى و عدالت ، داراى واقعيت بوده و حقند ، هيچيك از دو نوع واقعيت و حق در مجراى دگرگونيها و تحولات از بين نمى روند .
اين دو واقعيت و حق ، ثابت و ما فوق پيروزى و شكست به ثبات خود ادامه مى دهند . اكنون مى توانيم به سراغ توضيح و تفسير اين جمله برويم كه حق هرگز در صحنهء نبرد ، با قدرت گلاويز نمى گردد تا گاهى پيروز و گاه ديگر با شكست مواجه شود زيرا :
حق هرگز با قدرت جنگ تن به تن ندارد ما اگر بخواهيم حق را با قدرت در نبرد روياروى قرار بدهيم ، اين نبرد در دو ميدان قابل تصور است :