ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣١٢ - ١٤ - علم فعلى
معناى يكم - همان تأثر و بازتاب انعكاسى از واقعيات و فعاليتهاى ذهنى وابسته به عوامل و انگيزههاى خارج از ذات .
معناى دوم - هر گونه علم وابسته است اگر چه از ذات انسانى بجوشد ، زيرا علمى كه از ذات آدمى مى جوشد ، اگر چه نوعى استقلال از خود نشان مى دهد و ما فوق انفعال از عوامل و انگيزهها بنظر مى رسد ، با اين حال چون ذات وابسته به خدا است ، لذا نمى تواند آن استقلال را داشته باشد كه بكلى ما فوق پذيرش و انفعال بوده باشد ، رشديافتگان كاروانيان مسير شناخت ، اين وابستگى را هم در جوشش معرفت و هم در پايان مراحل آن ، بخوبى در مى يابند . دقت فرمائيد :
< شعر > خاتم ملك سليمانست علم جمله عالم صورت و جانست علم < / شعر > مولوى آيا علم كه جان جهان است ، مى تواند بدون سنخيت وارد جان آدمى شود سنخيت جان آدمى با علم كه جان جهان است ، نمى تواند به چيزى جز شايستگى جان آدمى به گرديدن از مرحلهء يك جاندار به مرحلهء والاى كل جهان موفق و نائل گردد . و اما وابسته بودن آغاز و پايان علم همانست كه باز مولوى در ابيات زير گوشزد ميكند :
< شعر > قطرهء علم است اندر جان من وارهانش از هوى و ز خاك تن قطرهء دانش كه بخشيدى ز پيش متصل گردان بدرياهاى خويش < / شعر > ١٤ - علم فعلى علم فعلى عبارتست از آن علم ذاتى كه بهيچ عاملى و انگيزه اى و معلومى وابسته نيست و در عين حال كه فروغ اين علم بر همهء معلومات مى تابد ، تابع آن معلومات نيست ، كم و زياد نمى شود ، هيچ تغيير و دگرگونى نمى پذيرد ، مسبوق