ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٠ - على بن ابي طالب همواره جنگ را تا نزديكى تاريكى شب به تأخير مى اندازد
صفحهء فضاى ميدان كلمهء ، « نه » ، « نزنيد » ، « نكشيد » ، « طغيان نكنيد » را ترسيم نموده است و يك ارگ سوزناك اين كلمات را كه از اعماق جانهاى آدميان برمى آيد ، با آهنگ الهى در فضاى آن ميدان طنينانداز مى نمايد .
٤ - جنگاوران رزمجو دورانهائى از عمر خود را سپرى نموده از فراز و نشيب زندگى گذشته از گلستانها و خارستانها عبور كرده ، يا با قطبنماى حساس وجدان و عقل خود را به ساحل درياى زندگى رسانيدهاند ، و يا بادهاى اميال و هوى و هوس و خودخواهى ، زروق وجود آنان را بدون هدفگيرى انسانى به اين مراحل رسانيده است ، به هر حال هر دو گروه قدمى در درياى زندگى و قدمى در بيرون اين دريا مى نهند . موقعيت بسيار حساس است و لحظاتش تعيين كنندهء سرنوشت ، نه تنها تعيين كنندهء سرنوشت خويش ، بلكه تعيين كنندهء سرنوشت قومى و ملتى و جامعه اى .
٥ - عداوتهاى پنهانى آشكار و ديگهاى كينه و خصومت جوشيدن گرفته است . اينجا ميدان جنگ است . ميدان جنگ يعنى چه ميدان جنگ يعنى جايگاهى كه همهء سطوح روانى و حافظه و خاطرات با همهء محتوياتشان به فعاليت ميافتند و مى شورند و مى شورانند و در اين شورش و طوفان چيزى كه در سطوح عميق روانى بحالت سربى در آمده و در شورش محتويات شركت نمى كنند ، آگاهى از ارزش و عظمت جانهاى آدميان و قيمت اصول عالى انسانى است .
هرچه كه از سطوح روانى و لابلاى ناخودآگاه مى جوشد و بيرون مى آيد كينه توزى و عداوت و لجاجت و انتقامجوئى است . آيا حق داريم كه ادعا كنيم نوع بشر در گذرگاه تاريخ خودرو به تكامل انسانى بوده است [١] با اين كه مى بينيم هنوز بشر نتوانسته است كه انسانيت خود را در حالات جنگ شركت داده و فقط با بعد درندگى در برابر هم قرار نگيرند . آنچه در سرتاسر تاريخ ديده مى شود ، اينست كه هيچ يك از طرفين كارزار حتى از ذهنش خطور نمى دهد كه طرف
[١] در اينجا بحث ما در تكامل بيولوژيك و فيزيولوژيك و ترانسفورميسم طبيعى نيست .