ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٦ - در اين درگه شبى بيدار باشيد
< شعر > اگر يك ذره را برگيرى از جاى خلل يابد همه عالم سراپاى < / شعر > شبسترى و مى گويند :
< شعر > خراميدن لاجوردى سپهر همان گرد گرديدن ماه و مهر مپندار كز بهر بازيگريست سراپرده اى اين چنين سرسريست در اين پرده يك رشته بيكار نيست سر رشته بر ما پديدار نيست < / شعر > براى كسى كه در اين دنيا در خواب خرگوشى فرو نرفته است ، بيدارى دستى كه گهواره اش را مى جنباند ، كاملا پيدا است . و براى كسى كه از خواب خرگوشى رؤياهاى دلپذير و آرمانهاى زندگى را مى جويد ، نه تنها گردانندهء گهواره اش را بيدار نمى بيند ، بلكه حتى انسانهاى بيدار را كه همهء لحظات زندگى خود را در اين سراى بيدار و بيدارى بخش سپرى ميكنند ، بخواب - رفتگانى مى دانند كه فريادهاى « هشيار باشيد » ، « بيدار باشيد » ، « آگاه باشيد » آنانرا هذيانهاى خواب آلودگان تلقى ميكنند . بله ، < شعر > چون شما سوى جمادى مى رويد آگه از جان جمادى كى شويد جمله اجزا در تحرك در سكون ناطقان كانا اليه راجعون ذكر تسبيحات اجزاء نهان غلغلى افكنده در اين آسمان جمله اجزاء زمين و آسمان با تو مى گويند روزان و شبان ما سميعيم و بصيريم و هوشيم با شما نامحرمان ما خامشيم خامشيم و نعرهء تكرارمان مى رود تا پايتخت يارمان < / شعر > مولوى براى كسى كه واقعاً از عشق برين برخوردار است ، چه سكونى و چه خوابى مگر كشش عشق برين كه او را در جاذبهء كمال به تكاپو در مى آورد ، مجالى به خواب و مستى مى دهد براى كسى كه فرا رسيدن ساعت تجسم گفتار و كردارهاى زشتس حتمى است ، چگونه مى تواند دست از پاك كردن درون از