ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩ - عشق و شهادت
اجتماعى را به بهترين وجه تنظيم ميكند ، موجب تأمين خاطر و آزادى شخصيت نيز مى گردد ، اصلى است ثابت . روان آدمى در حال اعتدال از درد و ناگواريهاى ديگران احساس ناراحتى ميكند ، اصلى است ثابت . . . ابزار كار وجدان اين واقعيتهاى ثابت است كه دگرگونىهاى شئون حيات بشرى نمى توانند آنها را از بين ببرند . يكى ديگر از اين اصول ثابت ، هدفدار بودن زندگى همهء انسانها است كه با وحدتى كه آن هدف دارا ميباشد ، انسانها را متحد مى سازد . درك اين اصل بوسيلهء وجدانهاى رشد يافته امكانپذير است .
مولوى به بقا و ثبات اين اصول در ابيات زير اشاره مى نمايد .
< شعر > قرنها بگذشت و اين قرن نويست ماه آن ماهست و آب آن آب نيست عدل آن عدلست و فضل آن فضل هم گر چه مستبدل شد اين قرن و امم قرنها بر قرنها رفت اى همام وين معانى برقرار و بر دوام شد مبدل آب اين جو چند بار عكس ماه و عكس اختر برقرار پس بنايش نيست بر آب روان بلكه بر اقطار اوج آسمان < / شعر > عشق و شهادت براى اثبات اين كه اگر آدمى از طوفان عشق مثبت كه همهء اصول و پديدههاى خودخواهى و لذتپرستى را درهم مى ريزد ، عبور ننمايد ، بمقام والاى شهادت نمى رسد ، چند سطرى را در سرگذشت غمانگيز و شرمآور كلمهء ورشكست شدهء عشق مى نويسم : كلمهء عشق هم مانند كلمهء عدالت و آزادى و حق و تكامل كه مى بايست ، از رسمى ترين اصول غير قابل اغماض انسانها بهره مند باشند ، مانند گلهاى معطر و زيبا كه روى گورهاى تيره و تار مى گذارند ، تنها براى آرايش فلسفه و جهانبينىها و سخنرانيهاى ما بكار مى روند . آرى ، وقتى كه چنگيز و چنگيز منشان در ميدان تنازع در بقا از عدالت دم بزنند ، و ماكيا ولىهاى برده گير روى حلقههاى زنجيرى كه بدست و پاى انسانها مى پيچند