ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٧ - قدرت و جريان آن در اسلام
با نظر به دو آيهء مزبور و آياتى كه قدرتها و امتيازات را بعنوان نعمت مطرح ميكند ، لزوم تصفيهء درون انسانها را از براى آمادگى به بهره بردارى از قدرت ، مورد دستور قرار مى دهد . آياتى كه در قرآن مجيد حتى انسان را در بارهء وسايل اوليهء قدرت مسئول مى شناسد ، متعدد است ، مانند : ( وَلا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِه عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ ) [١] ( قطعاً گوش و چشم و قلب ، همهء اينها مورد مسئوليت مى باشند ) بهترين دليل براى اثبات مسئوليت از همهء وسايل و نمودهاى قدرت داستان قوم سباء ميباشد چنانكه در سورهء سباء آمده است ، براى همين بود كه از قدرت و نعمتهاى خداوند استفادهء خردمندانه نكردند ، گروهى ديگر از آيات وجود دارد كه تباه ساختن قدرت مالى و قدرت مقامى را بشدت محكوم ميكنند .
از آن جمله آياتى است كه هلاك و نابودى جوامعى را معلول ترف و بطر ( خودكامگى در قدرتهاى مالى و مقامى ) گوشزد مى نمايد . مانند : ( وَلا تَكُونُوا كَالَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بَطَراً وَرِئاءَ النَّاسِ ) [٢] ( و نباشيد از آنانكه از وطنهاى خود براى مقام پرستى و خودكامگى و خودنمائى براى مردم ، از وطنهاى خود بيرون رفتند ) ( وَكَمْ أَهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ بَطِرَتْ مَعِيشَتَها ) [٣] ( و چه بسا جوامعى را كه در معيشت خودكامگى كردند ، نابودشان ساختيم ) در سورهء واقعه هنگامى كه عذاب دوزخ را در شديدترين اشكالش متذكر مى شود ، علت استحقاق آن عذاب دردناك را ترف گوشزد ميكند و مى گويد : ( إِنَّهُمْ كانُوا قَبْلَ ذلِكَ مُتْرَفِينَ ) [٤] ( آنان پيش از اين در زندگى دنيوى
[١] الاسراء آيهء ٣٦ .
[٢] الانفال آيهء ٤٧ .
[٣] القصص آيهء ٥٨ .
[٤] الواقعه ، آيهء ٤٥