ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٥ - قدرت در اختيار كسانى كه شخصيت انسانى خود را در نبرد با خودخواهى از دست داده اند
ناپلئونهائى نقش بر زمين شدهاند كه قربانى يك قطعه ابرى سياه در فضاى درهء واترلو گشتهاند . كاندولهائى را خواهيد ديد كه بجهت علاقه به اين كه همهء مردم بايد اعتراف كنند كه زن او زيباترين زنها است ، زمامدارى را از دست مى دهد وزير ضربات گيگز آجودان حرمسرايش ، متلاشى مى گردد . [١] ٧ - شيرينى طعم روى آوردن قدرت آن چنان نيست كه تلخى زوال آنرا جبران نمايد ، زيرا بديهى است موقعى كه قدرت شخصيت يك قدرتمندى را در جاذبيت خود فرو مى برد ، محاسبات منطقى و عقلائى او را در مغزش مختل مى سازد و در نتيجه طعم قدرت بدست آمده ، طعم تورم خود طبيعى ميباشد بدون آگاهى به آنچه كه واقعيات در قلمرو طبيعت و انسانى اقتضا مى كند و اين يك شيرينى در ذائقهء مختل است كه خوشىهايش ناب و خالص نيست ، در - صورتى كه قدرت ، مخصوصاً در موقع زوال تدريجى با نيشخندهائى كه به بردهء قدرت مى زند ، اگر بتواند انديشه و تعقل او را بيدار نمايد ، تلخى جانگزائى را در ذائقهء جان قدرتپرست بوجود مى آورد كه فقط خود او مى تواند طعمش را بچشد . بعبارت ديگر مى توان گفت : قدرت در هنگام روى آوردن ، تخيلات و توهمات بىپايه را به منطقهء شخصيت قدرتمند سرازير مى نمايد و آنرا متورم مى سازد ، و در موقع زوال همهء عناصر شخصيت را از خواب عميق بيدار مى سازد و تباهى آنها را نشان مى دهد و راه خود را پيش مى گيرد . بهمين جهت است كه مى توان گفت در دنيا هيچ سقوطى دردناكتر از سقوط قدرتپرستان نيست ، و ما بهيچ وجه نمى توانيم عذاب مغزى بىنهايت را كه در ساعتها و لحظات محدود سراغ قدرتپرست را مى گيرد ، درك كنيم .
٨ - آيا هيچ اتفاق افتاده است كه در بارهء تناقض وحشتناك قدرت ، لحظاتى بينديشد مى دانيد اين تناقض چيست قدرت كه تجسمى ناخودآگاه از پديدهها و واقعيتهايى ناخودآگاه است ، از ديدگاه قدرتمندان ، عين تجسم آگاهى
[١] تاريخ هرودوت ص ٧ و ٨ .