ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٢ - ٤ - شرط فاصلهء منطقى ميان ذهن و موضوعى كه براى شناخت مطرح است
فعاليت ذهن روى شناخته شدهها است .
٦ - با اهميتترين مسئله شناخت كه بدون درك آن ، هويت شناخت قابل فهم نخواهد بود ، دو بعدى بودن پديدهء شناخت است : بعد يكم - تأثر ذهن از صورت منعكس ، بهمين جهت است كه در حالت انعكاس موضوعات حياتى ممكن است همهء سطوح روانى تحت تأثير موضوع قرار گرفته و از آن متأثر گردند . و چون معمولا صورتهاى منعكس در ذهن پديدههاى معمولى و بيطرف مى باشند و تأثير در چگونگى اصل حيات آدمى ندارند ، لذا چنين گمان مى رود كه كار ذهن در حال منعكس ساختن موضوعات و روابط كار آيينه اى محض است .
بعد دوم - فعاليت خاص ذهنى است كه پس از انعكاس موضوع در جريان شناخت بوجود مى آيد . چون اين نوع فعاليت نمودى مانند نمود فيزيكى در جهان عينى ندارد ، چاره اى جز اين وجود ندارد كه هر كسى در جريان شناخت ، فعاليت مزبور را درك نمايد ، همچنين است انعكاس محض ذهنى اگر چه مى توان آنرا به انعكاس آيينه اى تشبيه كرد . بهمين جهت است كه ما نمى توانيم فعاليت ذهن براى شناخت و تأثر ذهن در حال انعكاس صور و روابط در آن را ، بعنوان دو پديدهء كاملا واضح و روشن از ديده گاه علمى و عينى مطرح كنيم ، با نظر به جريان انعكاسات و فعاليتهاى ذهن روى آنها مى توان گفت : شناختها با نظر به تنوع انواع موضوعها و روابط متنوع مى باشند .
مانند لذت و الم ، اگر كسى با نظر به دو مفهوم كلى كه از دو كلمهء لذت و الم برمى آيد ، بگويد كه هر يك از اين دو كلمه مفهوم كلى متضاد با يكديگر دارند و همه موارد لذت يك حقيقت است و همهء موارد الم يك حقيقت ضد لذت است ، بهتر اينست كه بگوئيم : ما سخن چنين شخصى را نمى فهميم . كدامين انسان هشيار مى تواند بگويد : انواع لذتهاى زير يك حقيقت و تأثر و احساس خوشى از همهء