ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٠ - ٤ - شرط فاصلهء منطقى ميان ذهن و موضوعى كه براى شناخت مطرح است
ميكند همان است كه درك مى شود ، بدون آنكه تجزيه و تقسيمى در من بوجود بيايد . اين مسئله در بحث بعدى مشروحاً بررسى خواهد گشت .
انواع ارتباطات شبه كمى ذهن با موضوع در پديدهء شناخت
انواع ارتباطات شبه كمى ذهن با موضوع در پديدهء شناخت منظور از ارتباط شبه كمى ذهن با موضوع در پديدهء شناخت ، مراتب نقص و كمال رابطه ايست كه ميان ذهن و موضوع برقرار مى شود .
مانند يقين كه كاملترين ارتباط ميان دو قطب ذهن و موضوع است و احتمال كه ضعيفترين و ناقصترين ارتباط ميباشد . ولى اين نكته را بايد دقيقاً در نظر بگيريم كه معناى يقين اين نيست كه ذهن واقعاً همهء موضوع را از نظر كميت شناخت در حد اكثر دريافته و ذهن در هنگام احتمال بمقدارى ناقصتر از يقين دست يافته است . اصلا پديدهء كميت با هيچ مقياسى در پديدهء شناخت وارد نمى شود ، تا موجب شود كه بعضى از شناختها را با بعضى ديگر از ديدگاه كميت مقايسه كنيم .
براى توضيح اين مسئله ، مجبوريم مطالبى را براى تعريف شناخت مطرح نمائيم :
تعريف شناخت
تعريف شناخت ما در آغاز مباحث شناخت ، ديديم كه اين پديده نه نمود فيزيكى دارد و نه نمود فيزيولوژيك . اگر هم در موقع حصول شناخت در ذهن تحريكات و پديدههاى فيزيولوژيك در نتيجهء حصول شناخت بوجود مى آيد ، باز خود آن پديده نمود مستقيمى ندارد تا در مقولات كيفى و كمى وارد شود .
براى توضيح تعريف شناخت ، مسائل زيرا را بايد در نظر گرفت : ١ - خلاء نسبى ذهن - مقصود از خلاء نسبى عدم اشتغال فعلى ذهن به عمل انعكاس صور و فعاليتهاى ديگر است ، نه خلا بمعناى واقعى . هر اندازه كه سطح ذهن با آگاهىها اشغال شود ، عمل انعكاس صور دشوارتر و گاهى تا