ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٤ - گروه هشتم از آيات نابودى باطل و فناى آنرا بعنوان مقتضاى مشيت دائمى الهى گوشزد مى نمايد
معرفى نشده است ، چنانكه در آيات گروه چهارم ديده مى شود . اين همان اصل عمومى است كه در اين مباحث تذكر داديم . حق بعنوان عامل تكامل انسانى مربوط به تحرك و تكاپوى خود انسان است كه حركت كند و موجوديت خود را با حق متبلور بسازد . بنا بر اين ، هوىپرستىهاى بازيگرانهء هوىپرستان قدرت مضمحل ساختن حق را ندارند ، اين خودپرستيها همان انحرافى است كه بشر از مسير تكامل روحى خود مرتكب مى شود ، بدون اين كه بتواند شكستى بر حق و واقعيت وارد آورد .
از مجموع مباحث مربوط به آيات قرآنى به دو نتيجه مى رسيم :
نتيجه يكم - اين كه حق هرگز در مقابل قدرت قرار نمى گيرد
نتيجه يكم - اين كه حق هرگز در مقابل قدرت قرار نمى گيرد ، بلكه حق آن واقعيتى است كه بطلان و ناشايستگى باطل را نشان مى دهد ، و قدرت چنانكه بيان خواهيم كرد فى نفسه يكى از حقها است كه محرك گردونهء عالم طبيعت و انسانهاست . و اين جمله كه « آيا حق پيروز است يا قدرت » يك سؤال عاميانه ايست كه بر طبق منطق واقعيات مطرح نمى شود .
نتيجه دوم - اين كه حق هرگز با باطل جنگ تنبه تن ندارد .
نتيجه دوم - اين كه حق هرگز با باطل جنگ تنبه تن ندارد .
زيرا حق بالاتر از آن است كه تنزل كند و در كارزارى كه انسانها در راه خواستههاى خود بكار مى اندازند ، اسلحه بدست بگيرد و بجنگد و گاهى پيروز و گاهى ديگر شكست بخورد . آن سطحى نگران كه مى گويند : حق در مقابل قدرت شكست مى خورد ، همان خطا را مرتكب مى شوند كه در بارهء علم مرتكب شده و مى گويند « ورشكستگى علم اعلان مى شود » ( تاريخ علوم پيرروسو ) مثل اين كه كسى پيدا نمى شود به اينان بگويد : آنچه شكست مى خورد ، علم نيست ، بلكه هدفگيرىهاى ما و جمود در قالبهاى اصول پيش ساخته و موضعگيرىهاى غلطى است كه پويائى ذهن را راكد مى كند و شكست مى خورد .
توضيح نتيجه يكم چنين است كه ما بايد نخست معناى قدرت را درست بفهميم سپس به بينيم قدرت بر حق پيروز است يا حق بر قدرت [١]
[١] در مجلد سوم از ترجمه و تفسير نهجالبلاغه در مبحث « حق و باطل از ديدگاه قرآن » از ص ٦٠ تا ٧٢ مباحث مشروحى را در بارهء « حق و باطل از ديدگاه قرآن » مطرح نمودهايم ، مراجعه شود .