ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٧ - ٧ - علم اجمالى
دو معناى عمومى و محدود ، با نظر به اختلاف در تفسير علم وجود دارد كه بررسىهاى مشروح در بارهء آنها احتياج به تفصيل دارد . آنچه كه امروزه بعنوان شرايط يك قانون علمى مطرح مى گردد سه شرط است :
شرط يكم - كليت قانون
شرط يكم - كليت قانون موضوع قانون علمى بايد كلى باشد ، مانند هر آب مركب است از دو عنصر اكسيژن و هيدروژن با نسبت معين .
منشاء كليت يك قضيه بر دو قسم است :
قسم يكم - استقراء
قسم يكم - استقراء و تجربهء همهء انواع يا افراد يك موضوع مانند همهء انواع جانداران يا همهء افراد يك نوع جاندار كه بطور كلى موضوع قضيهء علمى قرار مى گيرد ، مانند اين كه همهء انواع حيوانات توليد مثل ميكنند . البته مشاهدهء مستقيم اغلب انواع يك موضوع ( مثلا حيوان ) مخصوصاً با گسترش وسيع علوم حيوان شناسى در دوران ما ، در روى زمين ، امكانپذير است ، و با اين حال مى توان با يك مسامحهء جزئى ادعاى كليت نموده و قضيه را بعنوان يك قضيهء علمى مطرح كرد . ولى بايد در نظر گرفت كه همين مسامحه جزئى بايستى مورد توجه و تذكر قرار بگيرد ، تا بررسىكنندگان به اشتباه نيفتند . استقراء و تجربه در همهء افراد يك موضوع نه امكانپذير است و نه مورد احتياج . ما با شناخت يك موضوع از نظر عناصر اصيل آن مى توانيم در بارهء افراد آن موضوع ، قضيه كلى صادر كنيم ، وقتى كه ما هويت آب را با همهء عناصر اصيل آن شناختيم ، مى توانيم آنرا موضوع يك قضيهء علمى معرفى كرده بگوئيم : همهء افراد و مصاديق آب چنين و چنان است بجز مشخصات موضعى مانند املاح گوناگون كه در آبهاى روى زمين بطور متفاوت وجود دارد . خلاصه براى تشكيل يك قضيهء علمى كه از كليت و شمول بر افراد يك موضوع برخوردار بوده باشد ، كافى است كه هويت آن موضوع را بطور صحيح بشناسيم . در صورتى كه براى بيان يك قضيهء