ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٤ - ٨ - احاطهء بىواسطه
با ديگر اجزاى طبيعى هزاران هويت با چهره نشان مى دهد ، در نتيجه وحدت مزبور يك برنهاده شدهء قراردادى مى باشد كه از ديگر پديدههاى پيوسته بآن در حالت شناخت و از ديگر پديده هائى كه اگر با آن واحد ارتباط برقرار كنند ، هويت يا چهرههاى ديگر را بروز خواهند داد ، گسيخته منظور شده است شايد منظور شيخ محمود شبسترى از بيت زير همين ارتباط باشد كه ما مطرح كردهايم :
< شعر > اگر يك ذره را برگيرى از جاى خلل يابد همه عالم سراپاى < / شعر > و اين كه از پللاتژون فيزيكدان معروف نقل مى شود كه گفته است : اگر من اين چمدانم را از روى ميز حركت بدهم در همهء كهكشانها تأثير مى گذارد ناظر بهمين معنى است كه گفتيم . بنا بر اين شناختهاى ما معمولا در بارهء موضوعات ، در حال تجزيه اى كه مى خواهيم با اشراف مستقيم بدست بياوريم چيز ديگرى جز واقعيتهايى را كه با وحدت قراردادى براى ما مطرح ميشوند ، در اختيار ما نخواهند گذاشت .
٨ - احاطهء بىواسطه منظور ما از احاطه درككردن موضوع بطور همه جانبه است ، تفاوت ميان اشراف و احاطه در اينست كه اشراف عبارتست از سلطهء درك بر آن جنبهء موضوع كه مورد توجه ما قرار گرفته است ، و احاطه عبارتست از سلطهء درك برهمهء جنبههاى موضوع . البته روشن است كه ما در اين مبحث نزاع لفظى نداريم و لذا مى توانيم بگوئيم : هريك از دو كلمهء اشراف و احاطه را مى توان بجاى ديگرى به كاربرد ، ولى در اين كه ما دو نوع يا دو قسم سلطه بر موضوع مى توانيم داشته باشيم ، ترديدى نيست : سلطه بر جنبهء خاصى از يك موضوع كه بطور قراردادى آن را اشراف مى ناميم و سلطهء همه جانبه بر موضوع كه آنرا احاطه مى ناميم . آنچه كه در جريان شناختها متداول است ، اشراف است نه احاطه ،