ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣١٠ - ٩ - يقين
« من هستم » روپوشى روى متلاشى شدن در چنگال آن « هستها » مى گذارند .
بنظر مى رسد براى متلاشى شدن در چنگال طبيعت و قدرتهاى زورگويانه ، اقوياى از انسان بيخبر ، ابزار و آلاتى مناسبتر و دسترستر و مجانىتر از اين ادعاكنندگان « من هستم » قابل تصور نيست .
٣ - در اين مرحلهء سوم است كه آدمى مى تواند بجاى آنكه لوحه اى زير دست نقاش عوامل طبيعى و نوع انسانى گردد ، خود نقاش زبردستى باشد كه نقش مشيت الهى را روى طبيعت و انسانها ترسيم نمايد .
٤ - نيز در اين مرحلهء سوم كه مرحلهء احساس استقلال من است ، اين امتياز وجود دارد كه آدمى مى تواند مرز بسيار شفاف من و جهان هستى را درك كند ، يعنى در عين حال كه خود را در اين سوى مرز مى بيند و جهان هستى را در آن سوى مرز ، ولى چون اين مرز خيلى شفاف است گويى با درك من ، مرز ميان خود و جهان هستى را نيز درك ميكند و بالعكس با درك جهان هستى من و آن مرز را نيز در مى يابد ، اين درك و دريافت از هر دو سوى مرز شفاف كه آن سوى ديگر را نشان مى دهد ، بزرگترين مختص مرحلهء سوم است .
٥ - شايستگى اظهار نظر در جهان بينى ، آن متفكرى كه بدون رسيدن به اين مرحلهء استقلال من و يا بدون پذيرش چنين مرحله اى تكاملى از من ، به اظهار نظر در جهانبينى بپردازد ، نه خود او مى فهمد كه چه واقعيتى را درك كرده است و نه مى تواند چيزى از جهانبينى براى ديگران تفهيم نمايد . اين همان ماهى است كه با كمال ناتوانى از سربلند كردن از اقيانوس كه جزئى ناچيز از آنست ، با كمال خونسردى و دلخوشى مى خواهد اقيانوس را حتى به آنانكه بجهت تكامل به خود اقيانوس مشرف شدهاند ، بفهماند ٦ - يكى از اساسىترين و با ارزشترين خواص اين مرحله ، وصول به مقام والاى اختيار است . وصول به مقام والاى اختيار يعنى چه تعريف اختيار چنين است : « نظارت و سلطهء شخصيت [ يا من ، ذات ، خود حقيقى ] برد و